كه آيات آفاق و انفس را بدانها نموده ، و دليل بر وجود صانع و قدرت و علم و حكمت و يگانگيش آورده .
دوم پيمان اقرار به پروردگاريش كه بدان اعتراف كردند و گفتند : بلى آنجا كه فرمود :
آيا من پروردگارتان نيستم ( اشاره دارد به آيه 171 سوره اعراف ) .
سوم : پيمانى كه از اهل كتاب گرفته در كتابها كه به پيغمبرانشان فرو فرستاده كه محمد ( ص ) را باور دارند .
چهارم : پيمانى كه از همه امتها گرفته براى تصديق پيغمبرانشان با معجزات و اينكه از او پيروى كنند و حكم او را مخالفت نكنند .
و پنجم : پيمان بر ولايت اوصياء ، و پيمان او بر دانشمندان كه بياموزند نادانان را و بيان كنند آنچه در كتاب خداست و نهانش ندارند ، و ششم پيمانى كه از پيغمبران گرفته بر اينكه رسالت خود را برسانند و دين را بر پا دارند و در آن تفرقهاندازى نكنند .
و همه اين پيمانها شكسته شده مگر آخرى ، و ميثاق بقول مفسران آيات و كتب خدا و التزام و پذيرش بنده است . . .
و در تفسير امام در باره آيه بقره " آنان كه ميشكنند عهد خدا را " آمده يعنى آن عهدى كه بر آنها گرفته شده براى خدا بربوبيت ، و براى محمد ( ص ) به نبوت ، و براى على ( ع ) بامامت و براى شيعههاشان بمحبت و كرامت . . . " و قطع كنند آنچه را خدا فرموده صله شود " از همه خويشان با بررسى حال آنها ، و برترين رحم كه حقش واجبتر است رحم محمد است ( ص ) كه حقشان از حق او است چنانچه حق خويشان آدمى براى پدر و مادر است ، و حق آن حضرت بزرگتر است از حق پدر و مادر ، همچنين حق خويش آن حضرت بزرگتر است و قطعش دردناكتر و رسواتر .
" و تباهى كنند در زمين " به بيزارى از امام مفترض الطاعه و اعتقاد بامامت ممنوع الاطاعه " و آنانند كه زيانكارند " كه خود را بدوزخ انداخته و از بهشت محروم ساخته ، واى بر اين زيانى كه عذاب ابد را بر آنها بايست كرده و از نعمت ابدى محرومشان كرده .
و بقولى در تفسير " مىبرند آنچه را خدا فرموده صله شود " كه در آن درآيد تفرقه ميان پيغمبران و كتابهاشان بتصديق بعضى و رد بعضى و ترك دوستدارى مؤمنان ، و ترك جمعه و جماعت مقرره ، و هر آنچه در آن كناره از خير است و دست آوردن شر ، زيرا كه آن ببرد صله ميان خدا و بنده را كه هدف اساسى از هر وصل و فصل است .
و اينكه فرمود لعن در سه آيه است يكم و دومش روشن است و اما سومى براى اينست كه
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٤