حرمت كشد اگر به عيالش زيان رساند .
5 - مباح كه دليل اباحه آن را فرا گيرد چون بيختن آرد ، زيرا روايت است كه نخست چيزى كه مردم پس از رسول خدا ( ص ) پديد كردند به كار گرفتن آرد بيز بود ، زيرا زندگى نرم و با رفاه از مباحاتست و وسيله آن هم مباح است .
در نهايه گفته : بدعت دو گونه است : بدعت هدايت و بدعت گمراهى ، و هر بدعتى بر خلاف امر خدا و رسولش باشد ضلالت و مردود ، و هر چه فرا گرفته عموم خواست خدا و تشويق او يا رسولش باشد پسنديده است ، و هر چه نمونهاى در شرع ندارد چون نوع خاصى از بخشش و كار خير باز هم پسنديده است ولى نبايد بر خلاف دستور شرع باشد زيرا پيغمبر ( ص ) برايش ثوابى مقرر كرده و فرموده : هر كه روش خوبى برپا كند ثواب آن را برد و ثواب هر كه بدان عمل كند ، و در باره ضد آن فرموده : هر كه روش بدى بنياد كند گناه آن و گناه هر كه آن را به كار بندد بر او باشد ، و اين در صورتيست كه خلاف امر خدا و رسولش بود ، سپس گفته : بيشتر مورد استعمال لفظ مبتدع در مورد مذموم است پايان .
مقصود از دشنام به بدعتگزار سخنى است كه او را خوار كند ، شهيد ثانى ، ره گفته :
ميتوان سخنى رو در روى آنها گفت كه درست باشد و راست نه سخن دروغ ، و آيا اين نوعى نهى منكر است كه بايد شروط آن رعايت شود يا استخفاف آنان مطلقا روايت ظاهر روايت و فتاوى وجه دوم است و اولى احوط است ، و دلالت دارد بر جواز او در رو برو شدن با آنها بدان و رجحان آن روايت برقى از امام ششم ( ع ) كه : چون فاسق آشكار كند فسق خود را نه احترامى دارد و نه غيبتى و روايت مرفوعه محمد بن بزيع كه از تمامت عبادت بدگوئى از اهل ريب است پايان " و القول فيهم " يعنى بدگوئى و ندامت آنان و بنقل از قاموس و صحاح وقيعه را به غيبت تفسير كرد .
" تو دهنى به آنها " آوردن دليل قاطع است بر رد آنها كه نتوانند پاسخ گفت چنانچه خداى تعالى فرموده ( 258 : البقره پس مبهوت شد آنكه كافر بود ) " در برابر دليل حضرت ابراهيم " .
و بسا كه بمعنى بهتان زدن باشد براى مصلحت كه مجوز آنست و معنى اول روشنتر است . . .
42 - كافى : بسندش تا امام صادق ( ع ) ، فرمود : نشايد مسلمان برادرى كند با فاجر و با احمق و نه دروغزن .
بيان : . . . برادرى كردن يا ربودن و رفاقت است كه بدنبال او باشد و حقش را رعايت
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣١