افزونست ، ناداني بر ايشان غالب ، از دانش بىخبر وأسير شهوتهاى خويشند . با دانشجويان وفرهنگ پژوهانى كه روى از دنيا وزخارف آن برتافتهاند وهدفى والاتر را دنبال مىكنند ، پيوسته نرد دشمنى مىبازند ، وبر اين باورند كه علم مانع وحجاب است ؛ آرى به خدا سوگند ! علم حجابى عظيم است ، حجابى كه دل را از غفلت وجهالت واز خود پرستى وسادهلوحى وحب جاه ورياست وبيهوده به هر سو گشتن ، بىدينى وحرامكارى ، قبول مناصب وتقرب به فرمانروايان ، دورى جستن از نيازمندان وگوشهگيران وگمنامان باز مىدارد . همگى اين كارها نتيجهء ناداني ومعارض با دانائى است . » « 1 »
وباز در صفحهء بعد مىنويسد :
« تو را به پرهيزكارى توصيه مىكنم ، سپس دورى جستن از آشوبگران وكينهتوزان ، اين رساله را به كساني كه بيماريهاى نفساني ، دشمنى وحسد ذوقشان را تباه كرده ودنيادارانى كه بهسبب بىاستعدادى طريق ظاهرسازى وعوامفريبى وشهرت دروغين پيموده واز فطرت اصلى دور افتادهاند ، مسپار . من از كساني كه ظاهرا دم از علم مىزنند وبا كتابها سر وكار دارند ، شگفتىها ديدهام ، كارهائى كه مصاديق هيچ دشمنى ، كينهتوزى ، انكار وناداني ، هيچ فتنه وضرر وزيانى ، با آن برابرى نكنند ؛ عجب اينجاست كه اين كارها را در زير پوشش علم ومعرفت حقايق انجام مىدهند ؛ خصوصا مخالفتهايشان با معاني ومفاهيمى كه در اين رساله آوردهام وطبعا دور از درك وفهم عامه مردم است . . . هر كس بخواهد نابينا را از كيفيت رنگها ونامرد را از لذت هم آغوشى آگاه سازد ، كار أو دشوار وتوفيق أو ناميسر است . . . بنابر اين چارهاى نداشتم كه مباني وأصول بسيار مهمى را به زبان رمز وأشارت بيان كنم كه عاقل
هامش
( 1 ) ولقد نشأء في زماننا قوم لا يحصى عددهم ، غلب عليهم بمقام العلم ، ولعلت بهم الأهواء وبلغوا في انكارهم ، المشتغلين بالعلوم والمعارف ، المعرضين عن الدنيا والزخارف ، إلى غاية . قالوا أن العلم حجاب ، اى والله حجاب عظيم ! يحجب القلب عن الغفلة والجهل والرعونة والسفاهة وحب التراس والتبسط في البلاد ، والتورط في الشبهاب والاقدام إلى المحرمات وقبول المناصب والتقرب إلى السلاطين والتبري عن الفقراء والمنزوين والخاملين إلى غير ذلك من اضداد العلم ونتائج الجهل .