نكتهء جالب توجه ، داورى يكى از اين شاهزادگان فاضل يعنى مرحوم اعتضاد السلطنة عليقلى ميرزا وزير علوم است درحق آقا على مد رس ( ره ) ؛ كه ظاهرا هنگام انتشار بدايع الحكم چشم از ديار هستى فرو بسته بود .
اعتضاد السلطنة در حاشية آخرين صفحهء كتاب مىنويسد : « كتاب مستطاب بدايعالحكم از تأليفات شريفهء رائقه وتحقيقات حكيمهء فائقهء قدوة الحكماء والمتألهين وزبدة العلماء والمحققين حكيم بارع وفقيه جامع فيلسوف راد ودانشور أستاذ ، المغمور في بحار رحمة الله مرحوم آقا على مدرس قدس سره العزيز . . . الخ . » ملاحظه مىكنيد در روزگارى كه ظاهر بينان تدريس كتب ملاصدرا را گناه مىدانستند ، خواص وأركان دولت چگونه به اساتيد حكمت ارج مىنهادهاند ودر تجليل مقام وبزرگداشت آنان مىكوشيدهاند ؛ از سوى ديگر جوانان وابسته به طبقات مرفه وخاندانهاى منتسب به دربار قاجار هم مانند طلاب مستعد به خواندن فلسفه عشق مىورزيدهاند .
چندى پيش يكى از معمران حكايت مىكرد ، شاهزادگان قاجار چون در معرض مخاطراتى كه براي مردم عادى از خواندن فلسفه وجود داشت نبودند ، بيشتر به حوزههايم عقول رو مىآوردند . در آن أيام طلاب كمسوادى بودند كه با مختصر مؤونتى در حجرات مدرسه ، بىآنكه درسى بخوانند أقامت داشتند وكارشان استنساخ كتابهائى نظير ايقاظ النائمين وساير كتب ممنوعه براي دوستداران مطالبى از اين دست بود ؛ البتة افرادى كه شهرت ، پول ونفوذ داشتند . ناسخان دو نسخه ايقاظ النائمين در زمرهء اين طلاب بودهاند وكار اصلى آنان كتابت نسخههاى خطى ، آن هم به كيفيتى كه ياد كرديم وبا عجله بوده است . از اين موضوع مىگذريم وبه مقايسهء كوتاهى بين دوران صفويه وقاجار مىپردازيم :
بىشك محيط اختتاق واستبداد در دورا نصفويه ، گستردهتر از زمان قاجار بوده ونفوذ بنيادگرايان در دربار صفوى شديدتر بوده است ؛ اما صدرالمتألهين بر خلاف متفلسفان دورهء قاجار ، بهجاى آن كه همرنگ جماعت شود واز مزاياى آن بهرهمند گردد ، گوشهء عزت وقناعت را برگزيده وزبان به ستايش ناپاكان نيالوده است ؛ عظمت شخصيت وانسان گرائى أو را در اين مواضع فكرى مىتوان ديد . از اين رو ، پيش از آن كه روش كار خود را در تصحيح ايقاظ النائمين باز گوئيم وبه نظريات صدرالمتألهين در اين كتاب اشاره كنيم ، اجازه فرمائيد در همينجا ترجمهء چند سطرى از ديباچهء كتاب را بياورم تا واقف شويد كه اين مرد بزرگ از أراذل وأوباش زمانهء خود ، كه مدعى ديندارى وصلاح وسداد ووارستگى بودند ، چه خونى در دل داشته است :
« در روزگار ما مردمىپيدا شدند كه شمارشان روز -
إيقاظ النائمين — صفحة مقدمه 22
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمه ٢٢