تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيقاظ النائمين — صفحة مقدمه 12

مساهمون:

صمقدمه ١٢
نزديك هشت سال از ملازمت « أستاذ الا ماجدو رئيس الأعاظم محروم بوده » وباز مىدانيم كه ميرداماد در شهور سال 1041 هجرى مطابق با 1631 يا 1632 ميلادي ، در نجف چشم از هستى فرو بسته است » . اينكه أستاذ دانش‌پژوه ، احتمال داده‌اند ( گويا درسالهاى 1042 - 1047 ) به شيراز رفته است ، ظاهرا درست نيست . چون زمان تحرير نامه‌اى كه از اين شهر به ميرداماد نوشته ، ودر آن از كثرت عيال وگرفتاريها وناسازگارى چرخ وبىتوجهى أركان دولت وبزرگان زمان شكايت كرده ، قاعدتا بياد پيش‌تر از 1041 ، سال مرگ ميرداماد بوده باشد . اين نامه به زبان فارسي است ولى مانند بسيارى از نوشته‌هاى پارسى أو متكلفانه ومنشيانه تحرير شده وكوچكترين شباهتى با كتابت بليغ أو در زبان عربى ندارد . بدنيست عبارت بالنسبة ساده‌ترى از آن نامه را كه در شكايت از مردم شير از بر زبان رانده ، در اينجا بياورم : « قبل از أيام جدائى ، هرگز اين شدايد دست نداده بود وبه صحبت جاهلا وناقصان اين بلاد ، گرفتار نشده بود . از طول مكث در اينجا ملول گشته‌ام واز صحبت معلولان اين شهر معلول گشته واز كثرت عيال وپيوستگان ونامراديهاى دور زمان وعدم مساعدت چرخ ودوران وبىتوجهى أركان دولت اين جهان وبىالتفاتى أعيان اين عهد وقران ، به غايت محزون وپريشان گشته » آنگاه از دوران خلوت وانزواى كهك به نيكى ياد كرده واز بازگشت به ديار خود شيراز ابراز پيشمانى مىكند : « در مقام توحد وتف رد مىبودم وپاى در دامن غناي از خلق وتعزز كشيده داشتم ودر خلوت ، تحصيل ملكات مىكردم واز مشاهدهء مكروهات ، از روى حزم ودورانديشى هراسان وگريزان بودم » . آنگاه به مناسبت اشعارى در بيان أحوال وروزگار خود مىنويسد :
دل من تاب وسينه تنگى يافت * دلم از غصه بار سنگى يافت
گر نبودى شكوه يك دو بزرگ * اندرين فترتم بخوردى گرگ !
در اين نامه عبارتى است كه در مقايسه با نامهء قبلي أو به ميرداماد ، كه پيش از اين جملاتى از آن را ترجمه كردم ، به روشنى آشكار مىگردد كه تاريخ تحرير نامهء شيراز ، از سوئى 4 سال پس از نامهء نخستين أو ؛ واز سوى ديگر همانطور كه گفتم پيش از سال 1041 يعنى سال مگر ميرداماد بوده
إيقاظ النائمين — صفحة مقدمه 12 | صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) / محسن مؤيدى