آيا به نظر تو اگر عمر آفريده نشده بود بهشت براى اهل آن تاريك مينمود با اينكه پيغمبران و مرسلان اولو العزم و فرشتههاى مقرب و شهداء و صديقان همه در آن بودند ؟ .
و از دروغ عجيب آنان اينكه روايت كردند عمر بن خطاب از مدينه فرياد زد به سارية بن رستم ( فرمانده قشون اسلام در فارس ) كه بسوى كوه رو كن يا پناه بگير از كوه و ساريه در فارس آواز او را كه در مدينه بود شنيد و بسوى كوه رو آورد .
و همانا اين حديث را جعل كردند تا همانند حديثى باشد در بارهء رسول خدا ( ص ) نسبت به جعفر بن ابى طالب ( رضي الله عنه ) كه زمين موته نزديك شام براى آن حضرت نمودار شد و نگاه كرد به قتلگاه جعفر كه شهيد شده بود و خبر مرگ او را بمردم در مسجد مدينه گزارش داد و فرمود او كشته شده و پس از او زيد بن حارثه و سپس عبد اللَّه بن رواحه ( كه هر سه تن از فرماندهان منصوب و منصوص رسول خدا ( ص ) بودند ) كشته شدند .
و سنيها خواستند در اين معجزه رسول خدا ( ص ) و عمر بن خطاب مانند هم و يكسان باشند براى نهايت غلو و افراط آنها در بارهء عمر ، و چون كمتر از اين معجزه در باره امير مؤمنان ( ع ) روايت شود آن را دروغ شمارند و گران دانند روايت آن را و منكر آن شوند .
و اگر عمر از اين مسافت دور ساريه را فرياد كرده باشد و ساريه بفرياد او از اين مسافت دور نيرو گرفته شايد اين معجزه از ساريه بوده كه از فارس سخن عمر را از مدينه شنيده .
و از اين گونه اخبار مجعوله بسيار دارند كه با آنها معارضه كردند با معجزات پيغمبر ( ص ) و از شمار بيرون باشند .
و من از يكى از راويانشان شنيدم كه ميگفت : سنگريزه در هر دو مشت عثمان تسبيح گفته ، و اين صريح است در برتر بودن عثمان از خود پيغمبر ( ص ) زيرا در يك مشت آن حضرت سنگريزه تسبيح گفته ولى در هر دو مشت عثمان تسبيح گفته .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣٧٣