تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
كند و در دلش دشمنى على بن ابى طالب باشد خدا را يهودى ملاقات كند ، البته آن را شنيدند ولى كسى كه بنده هوا و هوس خود است گمراهى وى او را به هلاكت و نابودى كشد . و از عجب است كه تيره بنو حنيفه از پرداخت زكات خود به ابو بكر جلو گرفتند براى اينكه امامت او نزد آنها درست نبوده و آن را ارتداد نام نهادند و بواسطه آن خونشان را حلال شمردند و هم اموال و زنانشان را . و آنگاه طلحه و زبير بيعت امير مؤمنان را شكستند و بهمراه عايشه بر حكومت آن حضرت شوريدند و مردم را بر عليه او كوچانيدند و تا توانستند با پيروان خود با آن حضرت جنگيدند و با اين همه مرتد شمرده نشدند و معلوم است كه منع زكات در جنگيدن داخل است زيرا كسى روا ندارد زكات دادن به كسى كه با او نبرد مىكند و خون او را حلال ميداند و بنا بر اين مانع زكات بىخطاى ديگر مرتد است و آنان كه هم مانع زكاتند و هم شورش كردند و بجدائى از جامعه حكومت اسلامى گرائيدند و شمشير به روى حاكم شرعى كشيدند و فتنه انگيختند مرتد شمرده نشوند ، و با اين همه گفتهء پيغمبر ( ص ) بدانها رسيده بود كه فرموده : اى على جنگ با تو جنگ با من است و سازش با تو سازش با من و ما بدرستى دانسته‌ايم كه جنگ كن با رسول خدا ( ص ) كافر است و بايد جنگ كن با امير مؤمنان ( ع ) هم كافر باشد همچنان . و از عجيب امرشان اينكه خود را سنى ناميدند يعنى وابسته بسنت با اينكه سنت پيغمبر ( ص ) را دگرگون ساختند و جابجا كردند و با رأى و عقل نارساى خود احكامى پديد آوردند كه از سنت نيستند و دعوى دارند كه اهل جماعتند با اينكه اقوال گونه گونه و قياسهاى متضاد دارند و شيعه از نظر آنها بدعت گذارند با اينكه با هم اتفاق دارند و نص بر امامت دارند و بر حكمى كه بدان نياز دارند .