نماند و چرا در نظر آنان شيعهء اهل بيت رافضى و شرير است و آنكه با آنان دشمنى كند نيكو و آبرومند است .
و چون شنوند كسى ميگويد : بار خدايا لعنت كن ستمكاران آل محمد را بخشم آيند و گويند : اين سخن تعريض است و رافضىگرى و راندگى و اظهار بغض و مسلمان نبايد لعنت كن باشد و تسبيح برتر است از لعن و با اين حال آنان شيعه را لعن كنند ، چگونه لعن ظالمان آل محمد تعريض و رافضى گريست و لعن شيعه حقى واجب و فرض ، بلكه چگونه لعن كسى كه گويد : عايشه ستمكار است كسب ثواب است و كسى كه گويد :
فاطمه ستم ديده است كسب عقاب كرده باشد و چرا چون فضائل اهل بيت كه در خلال احاديث آنان پراكنده است و ميان روايات شيوخ آنها مشهور است شنيدنيست و درست است و چون جمع آورى شوند و ممتاز گردند دور افتاده شوند و ناخواه گردند و هر كس تنها آنها را روايت كند رافضى و ملعون باشد .
و قاضى ابو الحسن اسد بن ابراهيم سلمى به من باز گفت : در مصر حاضر مجلس ابن نخاس محدث شدم و از زبدهء احاديث خود رواياتى باز گفت كه در ضمن آنها بود خبرى از ليث بن سعد و در آن بود معجزهاى كه آن را از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده بود .
گفت من تنها و جدا از حاضران خبر ليث بن سعد را نشنيدم بلكه در جمعيت شنوندهها بودم و آنگاه در وقت ديگرى به او بازگشتم و از او خواستم آن حديث را براى من ديكته كند و نكرد و مرا متهم كرد به شيعه بودن و بشاگردانش سفارش كرد كه مرا نزد او راه ندهند .
اين كار براى چيست ، و چه سببى دارد اگر خبر دروغ است بر او حرام است روايتش و اگر راست است او را نرسد كه از طالبش دريغ دارد .
و از عجيب امرشان و بغض روشنشان براى خانوادهء پيغمبر عليهم السلام اينكه : چون نام امام حسن بن على بن ابى طالب عليهما السلام را برند كه فرزند رسول خدا و ريحانه و روشنى چشم آن حضرت است آنكه مقام امامت را به دو بخشيد و گواه بهشت
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣٣٦