تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
او شده از نامش الف و لام را بيندازند و گفته شود حسن بن على و در نقل فرزندانش گفته شود اولاد حسن براى اينكه نام آن حضرت را سبك كرده باشند و با اين حال گويند الحسن البصرى و در نام او الف و لام را آورند براى احترام و بزرگداشت و بلند كردن نام او و گرامى داشتن او ، و اين براى آنست كه اين حسن بصرى از ولايت و دوستى اهل بيت ( ع ) دور بوده و او بوده گويند : در بارهء كشتن عثمان كه : كافران او را كشتند و منافقان او را يارى نكردند و در روز كشتن او در شهر مدينه جز كشندهء او و يارى نكن او كسى نبوده و همهء مهاجران و انصار را كافر و منافق دانستند . و از بيعت و ولايت با امام حسن بن على بن ابى طالب ( ع ) سر باز زد و بهمراه قتيبة بن مسلم در لشكر حجاج بخراسان رفت . و از عجيب امرشان اينكه : روز عاشوراى حسين با اينكه دعوى محبت اهل بيت را دارند مانند روز عيد مواظب احسان و صدقه و در كار بخشش و انفاق باشند و تبرك جويند بخريد نمك سالانه و با هم فخر فروشند بپوشيدن جامه‌هاى نو و تظاهر كنند به استعمال بوى خوش و با هم دست برادرى دهند و ديد و بازديد كنند و بدعا و شكرگزارى خدا پردازند كه اسباب شادمانى و نيكى كردن است و بهانه آورند كه آن روز مانند روزهاى ديگر نيست و فضائل بزرگى دارد . و دعوى دارند كه خدا عز و جل در آن روز توبهء آدم ( ع ) را پذيرفته ، و چگونه بايد حق حضرت آدم ادا شود و عيد براى آن گرفته شود ؟ و روا نباشد كه حق سيد اولين و آخرين محمد خاتم پيغمبران ( ص ) در مصيبت وارده بسبط او و به فرزند او و ريحانهء او و نور چشم او و هم بخاندان او كه بدانها آسيب رسيد و حرمسراى او كه اسير شدند و هتك آبرو شدند ادا شود ؟ كه بايد كوشيد در اندوه خوردن و غمگسارى و مصيبت دارى گر نباشد دشمنى با خاندان پيغمبر كه فرزندان از پدران خود به ارث بردند . و مايه شگفت است آنچه من شنيدم كه در شهر قرطبه مغرب زمين ( اندلس