تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
او با امير مؤمنان ( ع ) كه خدا بشمشير آن حضرت نابود كرد كافران و بت پرستان و سر - كشان زوردار را و پايدار كرد قواعد و پايه‌هاى دين را و محكم كرد پشت خاتم پيغمبران را و رسول خدا ( ص ) در باره او فرمود : على سيف اللَّه است و تير خداوند است و خود آن حضرت بر سر منبر فرمود : منم سيف اللَّه بر سر دشمنان خدا و رحمتم براى دوستان خدا و دليل آوردند براى نام‌گذارى خالد به سيف اللَّه بخبرى كه از قتاده روايت كردند كه چون خالد مردم يمامه ( پيروان مسيلمه كذاب ) را شكست داد و كرد با آنان آنچه كرد و شمشير ميان آنها گذاشت و همه را كشت و مالك بن نويره را كشت كه مؤمن بود و از روى ستمكارى او را كشت و زنش را همان شب . . . ، عمر به ابى بكر اشاره كرد كه حد به او بزند ابو بكر بعمر گفت : اى عمر خالد سيفى است از سيفهاى خدا و از اين رو خالد را سيف اللَّه لقب دادند به پيروى از گفته ابو بكر . و فراموش كردند كه خالد هميشه براى اسلام و مسلمانان و براى شخص پيغمبر دشمن بوده است و در جنگ و براى دين و ايمان دروغ شمار و براى بت‌پرستى و دروغ تعصب كش و او سبب كشتار مسلمانان شد در روز جنگ احد و باعث گرفتارى پيغمبر گرديد كه آزار ديد تا دندانهاى پيشين آن حضرت شكست و دهان مباركش خون آمد و پيشانيش شكست و حمزه ( رضي الله عنه ) شهيد شد و كشتار در يارانش روان گرديد و بت پرستان دوستان و ياران پيغمبر را بدم كشتار گرفتند و خون حاميان دين را به زمين ريخت و پيغمبر بشكاف كوه پناهنده شد . و چون خالد به ظاهر مسلمان شد پيغمبر او را به تيره بنى جذيمه فرستاد تا زكات اموال آنها را بستاند و در فرمان آن حضرت خيانت ورزيد و مخالفت دستور او را نمود و مسلمانان را كشت بخاطر يك خونخواهى كه ميان او و آنها بود در زمان جاهليت تا پيغمبر ( ص ) براى انكار جنايت او بسخنرانى برخاست و دستها به آسمان برداشت تا آنجا كه سپيدى زير دو بغلش ديده شد و ميفرمود : بار خدايا من بسوى تو بيزارم از آنچه خالد كرد . سپس امير مؤمنان ( ع ) را نزد بنى جذيمه فرستاد تا تقصير خالد را جبران