تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
و البته دانسته است كه معاويه بت پرست بود از آغاز بعثت پيغمبر و وحى را دروغ ميدانست و شرع اسلام را مسخره ميكرد و روز فتح مكه در يمن بود كه بد ميگفت برسول خدا ( ص ) و مىنوشت به پدرش صخر بن حرب و او را به مسلمان شدن سرزنش ميكرد و به او ميگفت ديوانه وار رفتى بسوى دين محمد . و پيش از اينكه مسلمان شود بپدرش نوشت : شعر اى صخر بدلخواه مسلمان مشو تا ما را رسوا كرده باشى * پس از كسانى كه در جنگ بدر هلاك شدند ( و بدنبال آن چند شعر ديگر آورده كه از اسلام و مسلمانى نكوهش كرده ) فتح مكه در شهر رمضان سال هشتم هجرت پيغمبر اسلام ( ص ) بمدينه بود و معاويه آن روز به بت‌پرستى خود پا بر جا بود و از پيغمبر ( ص ) گريزان بود زيرا آن حضرت خونش را هدر كرده بود و به مكه گريزان بوده و چون براى خود جاى زندگى نيافت از روى ناچارى نزد پيغمبر ( ص ) آمد و اظهار مسلمانى كرد و پنج تا شش ماه بوفات پيغمبر ( ص ) بيشتر نمانده بود و خود را بدامن عباس بن عبد المطلب افكند و او را نزد رسول خدا ( ص ) شفيع كرد و رسول خدا ( ص ) از او گذشت و عباس شفاعت كرد كه او را بشرافت كتابت وحى مفتخر سازد و در زمره كاتبان وحى جاى دهد و او را يكى از چهارده كاتب وحى برشمرد . و به نظر تو در اين مدت شش ماه چه اختصاصى يافت تا سزاوار لقب كاتب الوحى باشد اگر تعصب آنان را بدين توصيف وانداشته باشد تعصبى كه گوش را ناشنوا كرده و چشم را نابينا . و بر مردم خردمند پوشيده نباشد كه مجرد نوشتن وحى فضيلتى نباشد تا همراه ايمان درست و اعتقاد نبود زيرا عبد اللَّه بن ابى سرح هم كاتب رسول خدا ( ص ) بود سپس به بت‌پرستى برگشت و مرتد شد و در باره او نازل شد ( آيهء 106 - سورهء النحل ) ولى كسى كه دلش براى كفر گشاده باشد بر آنها است خشم خداوند و عذاب دردناك دارند .