تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
در بارهء ابى بكر دچار اختلاف بودند چون او را پيش داشتند و بدخواه او بودند با اينكه كارهاى خالد بن وليد را در يمامه ديدند و گفتند : به خدا ما از ابى فعيل ( ابو بكر ) فرمان نبريم و خالد بدانها پاسخ داد به خدا ما شمشير را از شما برنداريم تا بفرمان فحل اكبر در آئيد و كار آنها بدان جا كشيد كه زبانزد همه شد و جنگ نابود كن و فتنه‌اى بزرگ درگرفت و خونها ريخته شد و زنانى اسير شدند و كسانى فزون از شمار نابود شدند . سپس اختلاف ديگران كه نام بردن آنان گفتگو را دراز كند و وضع كتاب را طولانى نمايد ، و اختلاف و ارتداد ديده نشد جز بواسطهء پيشوا كردن ابى بكر بر مردم . و عجب اينكه : در اين عذر آوردن فراموش كردند كه مردم كراهت داشتند از اينكه ابو بكر عمر را جانشين خود كرد و نفرت داشتند از انتصاب او براى رياست بر آنها تا اينكه او را از خدا عز و جل بيم دادند و به او گفتند : چه گوئى وقتى خدا را ملاقات كنى با اينكه يك سخت رو و سخت دل را بر ما والى كردى به خدا وقتى رعيت بود ما تاب او را نداشتيم و چگونه باشد وقتى زمامدار گردد از خدا بترس و او را بر سر مردم مسلط مكن و ابو بكر در خشم شد و گفت : مرا به خدا بيم دهيد ؟ من به خدا گويم پروردگارا بر آنها والى كردم بهترين اهل تو را . و عجب اينكه : فضل عمر نزد ابى بكر سبب پيشوائى او گرديد با اينكه معلوم است مردم ناخواه عمر بودند و فضل امير مؤمنان على ( ع ) نزد همهء امت باعث تقديم آن حضرت نبود و گر چه گمان ميرفت برخى ناخواه پيشوائى آن حضرت باشند . بلكه عجب اينكه : عذر آوردن آنها در پس انداختن فاضل بدان چه عذر آوردند در حالى بود كه داستان طالوت را شنيده بودند كه در قرآن مجيد ذكر شده و پياپى بر آنها خوانده شده و از خواب گمراهى بآهنگ جهانگير آن بيدار نشدند ، چون مردم بنى اسرائيل هم از فرمانگزارى طالوت ناراضى بودند و گفتند ( آيهء 247 سورهء البقره ) : « از كجا او فرماندهى بر ما دارد با اينكه ما بفرماندهى از او سزاوارتريم با اينكه او مال فراوانى ندارد » .