تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
بدان كه تقديم مفضول بر فاضل خودش ستم و جور است بر فاضل و به هيچ وجه مصلحت پذير نيست گر چه سبب گمراهى اندكى از بسيار شود كه اطاعت فاضل نكنند و اين واجب را پيرو نشوند و حجت بر مخالف و معاند تمام گردد ، چگونه اين اصل را فراموش كردند كه به پيوستن در اعتقاد بدان در شمار عدليه آمدند ، آيا اعتراف ندارند كه خدا از حال قوم موسى ميدانست كه كافر شوند در صورتى كه هارون برادرش را پيشواى آنها كند و گوساله را در برابر خدا تعالى بپرستند و خدا باز نداشت موسى را از پيشوا ساختن او و جلوگير او نشد از خليفه نمودنش و كنار زدنش و آنچه در حكمت او برتر بود انجام داد ؟ و نميتوانند بگويند : امتحان و آزمايش بندگان خاص خدا است نه بنده‌ها و تقديم فاضل در قوم موسى براى امتحان و آزمايش قوم بود چون اين علت از دست آنها برود براى اينكه خدا تعالى خود رهنماى وجوب تقديم فاضل است به حكم عقل و شرع و چون او را مقدم دارند و فرمانش برند همانا پيشوا كردند آن را كه خدا پيش داشته و فرمان بردند از كسى كه خدا فرمانگزار آنها نموده پس خدا است آزمايش كن بنده‌ها نه آنان . و كينهء آنان بر آن حضرت در امورى بوده كه خدا پسند بودند و خدا آن را فرموده به زبان رسول خود و بايد كينهء آنان متوجه كسى باشد كه سبب آن جنگها بوده و بدانها دعوت كرده ( چون ابو سفيان ) خدا آنها را بكشد آيا به نظر تو اگر گروهى از امت گويند : اگر فاضل از ميان ما بيرون نشود از دين برميگرديم آيا بايد اين كار را كرد و اگر پس از بيعت با او چنين سخنى گويند بايد او را بر كنار كرد ؟ اين در صورتيست كه ميدانستند بر اثر پيشوا ساختن حضرت او گروهى مرتد ميشدند يا اينكه در اينجا يقينى نبود و صرف دعوى و گمانى بود بلكه مطلب بر خلاف آن بود كه ميگفتند و چه خوب گفته شاعر ما كه سروده : اگر حق ولى امر را به دو واگذاشته بودند * ميان مردم مسلمان دو شمشير كشيده نميشد و از كار شگفت آنان اينكه : به اين عذر چسبيدند با اينكه ميدانند مردم