و ندانند كه خبر صحيح است يا نه مگر باجماع ، بايد حجت اجماع را پيش از آن خبر بدانند و چگونه مىشود پس پيش افتد و پيش پس افتد و آيا امرى عجيبتر از اين ديده شده ؟ و يك امر عجيب ديگر آنان اينست كه : امام بودن فاسق را جائز ندانند و روا دارند امام در باطن خود فاسق باشد ( يعنى منافق باشد كه خوش ظاهر است و بد باطن ) .
و دليل آورند بر امام نبودن كسى كه فسقش ظاهر است باينكه او را امين ندانند بر اقامهء حدود و به دو اعتماد ندارند در حفظ اموال بيت المال مسلمانان و صرف آنها در امور واجبه و سپس امين شناسند بر اين امور كسى را كه مىشود داراى فسق و فجور شود و مرتكب گناهان كبيره گردد و بسا كه در باطن امر گمراه و كافر و بت پرست باشد .
و عجيبتر از عجيب اينكه : امامت كسى را كه فسقش معلوم باشد ممنوع دانند و روا دارند كه امام در باطن امر خود كافر باشد و اگر فسق مانع از امامت باشد تجويز و احتمال كفر باطنى مانع آنست زيرا كه كفر شامل فسق هم هست و خلاف ديگر ( زيرا فاسق خارج از طاعت خداست و كافر بعلاوه از آن منكر خدا و پيغمبر هم هست ) و هر كه آن را نفهمد ذهنش بيمار است و از معرفت بر كنار است .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٩٠