تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
از هر فردى منتفى است با اينكه ميدانند مجموع آنها همان آحاد و يكايك آنها است و چون همه روى هم مؤمن باشند هر يك هم جدا جدا بايد مؤمن باشند و اگر همه و همه كافر باشند بايد هر كدام هم كافر باشند . و روزى يك معتزلى كه اين سخن را از من شنيد گفت : ميان عصمت و آنچه گفتى از كفر و ايمان فرق است زيرا آنچه براى يك يك افراد ثابت است براى همه روى هم رفته هم ثابت است ولى لازم نيست كه هر چه براى مجموع ثابت باشد براى هر يك افراد هم ثابت باشد از اين رو هر گاه هر يك مؤمن باشند همه با هم مؤمن باشند و اگر هر يك افراد كافر باشند مجموع كافر باشند ولى چنان نيست كه اگر مجموع داراى عصمت باشند هر يك هم بايد معصوم باشند . من در پاسخ او گفتم : عجب‌تر از امر تو نديدم كه از مقتضاى گفتهء خودت روگردانى كه هر گاه براى هر يك از امت وصفى ثابت باشد براى مجموع هم ثابت است زيرا نزد من و تو ثابت است كه هر فرد از امت مىشود خطا كند و دچار فراموشى گردد و در كردار و گفتار خود عمدا خلاف كند پس بايد حكم كنى كه اين صفت براى مجموع امت هم ثابت است و حكم تو بعصمت مجموع ساقط است و ندانست ديگر چه بگويد . « 1 » و امر عجيب و رأى طرفه و خوشمزهء آنها اينكه : امت روى هم رفته معصوم باشد و قولش حجت است با اينكه نيازمند به امام است ولى آن امام نه معصوم است و نه قولش حجت است و نه نيازى به امام دارد و اين عجيبتر گفته‌ها است . و نقيض گوئى شگفت اينكه : امت را امامى بايد و بىعصمتى امام او را
هامش
( 1 ) البته اوصافى باشند كه براى مجموع ثابتند و براى هر فردى منتفى مانند دفاع در برابر دشمنى كه مىشود هر فردى عاجز باشد و مجموع قادر ولى عصمت وصف وجدانى و روحى است و نميشود قائم بمجموع باشد و منتفى از هر فرد زيرا مجموع را روحى جدا از روح هر فرد نباشد . ( مترجم )