تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
نيازمند امامى نسازد و نيازى نيست بامامى كه ممتاز باشد از همهء مردم به صفت عصمت و اينكه دليل خود را در عصمت مجموع امت و در اينكه اجماعشان درست و حجت است خبرى دانند كه آن را نسبت برسول خدا ( ص ) دادند بدين مضمون : اجماع نكنند امتم بر گمراهى . و اين خبر بنا بر قاعدهء آنها نميشود كه متواتر باشد زيرا هر شنونده قطع به صحت آن ندارد پس بناچار از اخبار آحاد باشد و بنا بر اين دليل دعوى خود را بر عصمت مجموع امت گفتهء برخى از امت آوردند و گواهى از آحاد و ندانستند كه اختلاف در بارهء حجت بودن قول همه بمعنى اختلاف در حجت بودن قول پاره‌اى از آنها است و حكم بخطاى همه در حكم بخطاى بعض است . و در اين باره نباشند جز چون كسى كه گويد : اجماع ده كس امت در گفتار يا كردار حجت است و دليل آن را گفتهء يكى از آنها آورد و نداند كه منكر حجت بودن اجماع ده نفرى منكر حجت بودن كمتر از آنست زيرا اگر او گفتهء بعضى از ده نفر را بپذيرد درست نباشد كه گفتهء ده تن را نپذيرد . و چون ديدند خبر مورد استناد آنها بطور كلى متواتر محسوب نشود و جز از اخبار آحاد نباشد كه حجت اثبات دعوى نيستند به غلطى شديدتر و لغزش بزرگتر افتادند و گفتند : صحت آن را بدليل اجماع دانستند و اين عجيبتر گفته است و در رديف هذيان است ، زيرا سخن در حجيت اجماع است و اختلاف بر سر اينست كه اجماع حجت است يا نه و چگونه مىشود اجماع دليل حجت اجماع باشد و برهان بر صحت آن شود ( و اين خود دور محال است ) و چنانست كه خود دعوى برهان صحت خود شود و خود فتوى دليل بر صحت خود باشد و اين چيزيست كه بطلان آن بر خردمندان روشن است . و توضيح خطا و غلط آنانست توجه به اين امر كه : دليل بر هر چيزى بايد پيش پيش از شناخت آن نشناخته باشد و چون هنوز معلوم نيست كه اجماع حجت است يا نه و آيا امت در خبرى كه دهد معصوم از خطا است يا نه و دليل آن خبر باشد ،