را بهتر ميفهمد .
و فرمودهء آن حضرت ( ص ) كه : على با حق است و حق با على بار خدايا حق را ببر همان جا كه على باشد .
و عذر آنها را بر طرف سازد اتفاق بر نياز صحابه به دو در بارهء احكام شرع و پرسش از او بلكه از شاگردان او چون ابن عباس كه عمر در مسائل به دو محتاج بود و ميگفت : جستجو كن اى غواص ( درياى دانش ) با اينكه ابن عباس اعتراف داشت كه شاگرد امير مؤمنانست .
و با اين همه گويند : آن حضرت حكم آزاد كردگان صفيه عمهء خود را نميدانست چون با زبير بن عوام ( شوهر او ) در بارهء آنها ستيزه كرد و او ويرا براى مرافعه و محاكمه نزد عمر بن خطاب برد و عمر به او فهمانيد كه زبير سزاوارتر است بميراث آزاد كردههاى صفيه و به حكم او رضا داد و از گفتهء خود برگشت و چگونه اين دعوى درست است و كدام خردمند آن را باور كند ؟
و چگونه كسى كه باب علم پيغمبر است حكم درست اين قضيه را نميداند ؟
و چگونه از كسى كه از همهء امت در قضاوت داناتر است حكم اين مسأله را نميداند ؟
و چگونه طلب مىكند مالى را كه از او نيست كسى كه پيغمبر ( ص ) در بارهء او فرمايد على همراه حق است و حق همراه على بار خدايا حق را همان جا دارد كه على در آنجا است ؟ با اينكه آن حضرت ميفرمود : از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد زيرا در دل من دانش انبوهى است .
چگونه عمر بن خطاب رهنماى او گردد با اينكه عمر بدان خلاف در موارد بسيارى كه على ( ع ) او را از خطايش برگرداند گفته : اگر على نبود عمر هلاك بود و نابود .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٨٥