فصل ششم در خطاهايشان در بارهء علم امامت
يك سخن عجيب آنها اينست كه : امام پيشواى شرع است و مىشود كه به برخى از احكام نادان باشد و روا ندارند كه در همهء احكام نادان باشد و اينكه گويند : آنچه را نداند به ديگران از امت كه ميدانند رجوع مىكند و روا ندارند كه در بارهء همهء احكام نادان باشد و بامت رجوع كند و ما نميدانيم چه فرقى دارد اينكه در برخى از آنچه نداند بامت رجوع كند يا در همهء احكام كه نداند بامت رجوع كند كه يكى روا است و ديگرى ناروا .
بلكه شگفتى دارد كه امام نيازمند باشد در احكام شرع به كسى كه او نيازمند وى باشد و پيرو رعيت خود باشد كه بايد پيرو او باشند زيرا كه اين امر نزد خردمندان مناقضهء زشتى بشمار رود .
و از شگفتى امرشان اينكه از پيغمبر ( ص ) روايت كنند كه فرمود : هرگز امتى كسى را بر خود والى و پيشوا نسازند با اينكه در ميان آنان داناتر از او باشد جز اينكه كارهاى آنها به پستى كشد تا برگردند بدان چه آن را وانهادند .
سپس روايت آورند كه : متصدى امر امت اسلامى مردى ناتوان و ناقص بوده و نادان را بر دانا پيشوا دانند و روايت كنند از پيغمبر ( ص ) كه فرمود : هر كه