و عجب اينكه در صورتى كه منكرند كمال علم امام را و استبعاد كنند كه از مردم ديگر ممتاز باشد و گويند : در بارهء بشريكه به او وحى نشود خلاف عادت است .
روايت ميكنند از پيغمبر ( ص ) كه فرمود : يك سوم دين خود را از عايشه فرا بگيريد ، نه بلكه دو سوم دين خود را ، نه بلكه همهء دين خود را از عايشه فراگيريد .
وا شگفتا ! ! چگونه براى عايشه چنين كمالى كه بدان از مردمان ممتاز شده ثابت باشد و مانند آن در امامى كه جانشين رسول خدا و حجت پس از او است بر خاص و عام محال است ؟ بلكه عجب اينست كه با انكار آنها در اينكه خليفهء رسول خدا ( ص ) بر امتش و مجرى احكام شرعش پس از او داراى همهء علوم شريعت باشد و محيط بهمهء احكام و بىنياز از رجوع در بارهء آنها برعايا و عوام دعوى دارند كه استادشان جاحظ ( لعنه اللَّه ) با همهء رذلى و هزلى و بينى بريدگى و كچلى و زشتكارى و فسق پر آوازهء او هر علمى را دانسته و در بارهء هر فرع و اصلى كتاب نوشته و هم در بارهء هر جدى و شوخى و هيچ دانشى در بارهء ديانات و مفهومى در رياضات و رسومى در ادبيات نيست مگر آنكه در آن بررسى كرده و بازگيريها و شگفتيها و معايب آن را شناخته تا آنجا كه من نديدم كسى كه نام همهء مصنفات او را بداند و اندازهء كتابها كه نوشته دانسته باشد ، اين امر واقعا تعجب دارد .
و عجب اينست كه : همه شنيدند فرمودهء پيغمبر ( ص ) را در بارهء على كه :
من شهر دانشم و على در آن شهر است .
و فرمودهء آن حضرت ( ص ) كه : على از همهء شماها قضاوتكنتر است و حق
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٨٤