تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
گفت : نه موضوع مناظره اين نيست بلكه منظور از آن دليل آوردن و روشن كردن و برترى قولى است بر قول ديگر . استاد گويد : من گفتم : مقصود از اقامهء حجت و برهان بر رجحان قولى چيست ؟ و چه چيز او را بدين كشاند ؟ و آنچه خواستهء او است از بحث و مناظره دور كردن طرف است از مورد رجحان او و نفرت دادن او از گفتارش بروشن كردن دليل يا دعوت او بدعوى خود و كشاندن او بدان با لطف و نرمش ؟ اگر بگوئى : غرض دور كردن خود او است از گفته‌اش بتوضيح حجت خود و متنفر كردن او از آن با دليل آوردن بر اينكه گفتهء من درست است سخنى گفتى كه هر خردمند از آن روگردانست و با اينكه تناقض دارد نيازى نيست در هم شكستن آن و پاسخ دادن بدان . و اگر بگوئى : مقصود كسى كه برهان بدعوى خود آورد اينست كه طرف را بدان دعوت كند و با دليل و گواه او را بدان بكشاند و معتقد سازد بدين گفته ، به همان راهى رفته كه درست است و ترديدى ندارد و همان مقصود ما است از اينكه مسألهء مناظره براى جلب موافقت و رفع اختلاف است . و چون چنين باشد و نتيجهء مثبت دهد و موافقت بدست آيد رحمت برداشته شود و توسعه از ميان برود و ارفاق خدا به بندگانش نابود گردد و سخت‌گيرى و تنگنا لازم آيد و اين گمراهى گويندهء آن باشد و بنا بر اصل شما در بارهء اختلاف كه رحمت است ناچار باشيد از اينكه مناظره و احتجاج را قدغن كنيد و گر نه در صورتى كه روا و درست باشد و بهتر از ترك آن ، گفتهء شما در بارهء اجتهاد باطل گردد و اين براى هيچ خردمندى مورد ترديد نباشد . و مردى ديگر از يك سوى مجلس اعتراض كرد و گفت : غرض از مناظره دعوت باتفاق نيست بلكه انجام فريضهء اجتهاد در فهم احكام است . و استاد ( رضي الله عنه ) به او پاسخ داد كه اين سخن همان خود سخن رفيق تو است از نظر محتوى و شما هر دو از راه صواب منحرف باشيد زيرا واجب بودن اجتهاد بايد