به آنها گفتم : اصليكه شما در تجويز اختلاف در فتوى بدان استناد داريد راه مناظره را بر شما ميبندد و مانع شما است از بررسى و مباحثه و گرد هم آمدن براى مناظره ، و منافات دارد با مبانى شما در بارهء اجتهاد و تجويز اختلاف در فتوى اگر پابند باصول مقررهء خود باشيد و لازم است مناظره را بكنار نهيد و خموشى را پيشه كنيد .
و يا بايد بمناظره پابند شويد و آن را بر تركش برگزينيد پس لازم آيد قول باجتهاد را كنار بگذاريد و مذاهب خود را در بارهء رأى و جواز اختلاف وانهيد و اگر انصاف دهيد بفهميد چارهاى از آن نداريد .
يكى از آنها گفت : براى چه پندارى كه مطلب چنانست كه تو گوئى و از كجا اين بر تو مسلم شده ؟
استاد ما ( رضي الله عنه ) گويد : من گفتم : براى روشنى آن و برهان دال بر آن كه بر هيچ خردمندى پوشيده نماند .
مگر سخن شما اين نيست كه خدا تعالى روا كرده اختلاف در احكام را براى توسعه بر مسلمانان و رفع حرج از آنان كه بر آنها مهربانى كرده باشد و ارفاق نموده باشد و اگر آنها را واميداشت باتفاق در احكام و منع ميكرد از اختلاف بر آنها تنگ گرفته بود و آنها را به سختى انداخته بود و خدا برتر از آنست ؟ تا اينكه اين گفتهء خود را تأييد كرديد با آنچه از پيغمبر ( ص ) روايت كرديد كه فرموده : اختلاف امت من رحمت است براى آنان ، و آن را تفسير كرديد بر طبق مذهب خود كه اختلاف در احكام جائز است ! گفت : آرى همين طور است ولى از اين گفته چه به گردن ما افتد ؟
استاد ما ( ره ) گويد : گفتم : اكنون به من بگو با اين عقيده مناظره و بحث در احكام چه معنى دارد ؟
آيا معنى آن جز اينست كه از طرف مخالف خود بخواهى با تو موافق شود و به حجتى روشن او را بقول خود بكشانى و او را دور كنى و متنفر سازى از پابند شدن بر ضد آنچه برهان تو دلالت دارد ؟
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٣٢