مورد اين فرمودهء پيغمبر ( ص ) همان پيشامد تبوك باشد ولى پيغمبر در آن يك گفتار عمومى صادر كرده باشد كه هم شامل آن باشد و هم مطالب بيشترى و آن حضرت به اين گفتهء خود به هوچيان فهمانده كه بدخواه على ( ع ) نيست و مقامش در نزد او در دوستى و فضيلت و علو قدر و خلافت از او در زمان زنده بودن و پس از مرگش چون منزلهء هارون است نسبت به موسى ( ع ) و اين يك معناى پيوستى است و شدنيست .
و اما اينكه در خبر لفظ مفرد آمده و فرموده : بمنزلهء هارون از موسى و نفرموده منازل هارون براى اينست كه عادت بدين تعبير جاريست كه لفظ منزله را مفرد آوردند و مقصود همهء منزلهها باشد و گويند : منزلهء فلان از فلانى چون منزلهء فلان است و مقصودشان اشاره به چند منزله است كه گونه گونه و هر كدام را سببى است و نگويند : منازل فلان از منازل فلانى با لفظ جمع و همانا لفظ مفرد را در اينجا به كار برند براى اينكه معتقدند منزلههاى بسيار و پايههاى گونهگونه كه فراهم شدند همه كاشف از يك منزله باشند كه بطور كلى باشياء چندى برخورد دارد و از آن بلفظ مفرد تعبير كنند بطور مجاز براى همين علت « 1 » .
هامش
( 1 ) و ميتوان مطلب را بوجه ديگرى تقرير كرد و گفت :
واژهء بمنزله در اينجا افادهء خود تشبيه را مينمايد نه وجه شبه را زيرا در تشبيه مشبه و مشبه به و وجه تشبيه لازم است و بعلاوه افادهء خود تشبيه كه بسا به ادات تشبيه فهمانده شود مانند كاف در زبان عرب كه گويند : زيد كالاسد و لفظ مانند و چون در زبان فارسى گويند : زيد چون شير است يا مانند شير است و در اينجا مشبه مقام على است نسبت به پيغمبر اسلام ( ص ) و مشبه به مقام هارون نسبت بموسى عليهما السلام و مراتب هارون نسبت بموسى وجه شبه است و واژهء بمنزله همان معنى تشبيه را ميفهماند و چنين مىشود كه : اى على تو از من چون هارونى از موسى و هر چند وجه شبه متعدد باشد تشبيه يكى باشد كه افاده كند مانند بودن را و جمع آوردن ادات تشبيه خلاف فصاحت و عرف است و اگر مقصود وجه شبه خاصى باشد بايد آن را مقيد ساخت چنانچه گوئى :
زيد مانند شير است در بزرگى جثه و تشبيه مطلق اظهر اوصاف مشبه به را براى مشبه اثبات كند چنانچه در شير شجاعت است و در خورشيد نورانيت و در پيغمبر رياست و امامت ولى در اينجا به حكم استثناء همهء مقامات عاليهء پيغمبر ( ص ) منظور است جز نبوت كه استثناء شده ( مترجم ) .