تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
فضل و خليفهء او است در زمان زندگيش و چون پس از پيغمبر زنده ماند احق از همهء مردم است بخلافت او و اگر به دو ميفرمود : تو از من بمنزلهء يوشعى از موسى همهء اين فضائل را به او نداده بود كه گفتيم جز همان خلافت پس از خود را . و از اين پس سخنى نمانده جز بيان كنيم كه اگر هرون پس از موسى زنده بود سزاوارتر بود بخلافت از يوشع و آنچه بر آن دلالت دارد اينست كه : خلافت وى از موسى در زمان زندگى او ثابت است بقول خدا تعالى ( در آيهء 142 سورهء الاعراف ) : « و گفت موسى ببرادرش هارون جانشينم باش در قومم و بهسازى كن » . و ثبوت خلافت از وى در زمان زندگيش بايست دارد آن را براى او پس از وفاتش زيرا خروج هارون از مقام خلافت در هر حالى كه زنده است سقوط او است از رتبهء عاليه كه داشت و عزل او است از ولايت مهمى كه به دو تفويض شده بود و اين پستى او را لازم داشت و نهايت نفرت و دگرگونى حال او را مىرساند زيرا جانشينى مقام نبوت چون فرماندارى در يك آبادى و شهر نيست بلكه نيابت از پيغمبر است در همهء آنچه متصدى آنست از امر امت و ايستادن در مقام او است در اصلاح كارهاى همگانى از آموزش و پرورش و پند دادن و تربيت كردن و بازداشتن و بيم دادن و بازداشت و تعريف آنان و لازمهء آن اينست كه طاعتش واجب باشد و در نهايت بزرگداشت و احترام باشد و اگر از اين مقام سقوط كرد پس از اينكه داراى آن بود و از درجهء خلافت كه بر آن بالا رفته بود فرو افتاد احترام او از دلها برود و او را ديگر بزرگ نشمارند و در اين وضع همانست كه گفتيم از نهايت نفرت و دگرگونى و كيست كه دل دهد به پند خليفه‌اى كه بداند و يا روا داند كه از رتبهء خلافت فرو خواهد افتاد و يك رعيت و فرمانبر خواهد شد و از درجهء امامت سقوط كند و يكى از افراد امت مىشود چنانچه دل ميدهد بفرمان كسى كه اين را در بارهء او روا نميداند بلكه چگونه درست آيد از پيروان احترام و بزرگداشت نهائى براى كسى كه از حال او ميدانند يا روا ميدارند كه از مقام خود عقب خواهد افتاد و پيرو يكى از پيروان خود خواهد شد و شاگرد كسى مىشود كه استاد او بوده و بدنبال كسى خواهد رفت كه بدنبال او بوده تا سقوط كند
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 183 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى