تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
الهى باز سپاريم و بگوئيم همه اينها بدليل حكمت و عدالت و منزه بودن خدا است از عيب در هر كارش و اينكه سبب آن را ندانيم منافات ندارد با اينكه معتقديم بطور كلى مطابق حكمت و مصلحت است و زيانى براى ما ندارد و خللى باصل كلى وارد نشود زيرا تكليف ما همان دانستن آن اصل كلى است كه خدا حكيم و عادل است و همان براى كسى كه خردى دارد بس است . و همين است جواب پرسش از باز نشستن على ع از جنگ با ابى بكر و عمر و عثمان و قيام آن حضرت به نبرد با مخالفان پس از آنها از فرقه‌هاى سه‌گانه « باغيان و قاسطان و مارقان » و اصل كلى در پاسخ از همه اينها يكى است و در آنچه گفتيم براى مسترشد كفايت است . در اينجا سؤال ديگريست كه آنچه در باره كارهاى خدا عز و جل گوئيد قبول داريم زيرا خدا مصلحت‌شناستر است و خلقش همه منافع آفرينش را نميدانند و بدان راه نبرند و پيغمبر ص هم در باره صلح حديبيه بوحى خداى سبحان مصلحت را دانست ولى امام شما از كجا مصلحت غيبت را ميداند با اينكه وحى به دو نميرسد و پيغمبر نيست ؟ و بايد در جوابش گفت امام ما همه اينها را از عهدنامه‌اى ميداند كه در آن بهر آنچه بايدش كرد تصريح شده و آن را بوسيله پدرانش از پيغمبر ص دريافت كرده . و نيز جواب ديگرى هم ميتوان داد بر اساس عقيده ما در باره امام و آن اينست كه بالهام مصلحت را ميداند و احكام مخصوص به خود را دريافت مىكند . و پس از اينكه گفتيم براى توضيح بيشتر سبب غيبت آن حضرت را كه مورد سؤال است بيان كنيم و گر چه بر ما لازم نيست و گوئيم سبب غيبت امام ع اينست كه ستمكاران آن حضرت را ترساندند و دنبال ريختن خون اويند و خدا به دو اعلام كرده كه اگر شخص او را بينند و شناسند او را بكشند و هر زمانى دستشان برسد او را نابود سازند و از اين رو دست او از اجراء احكام شرع اسلام كه مخصوص حضرت او است كوتاه باشد و نميتواند به تدبير وظائف امامت خود بپردازد زيرا لزوم پرداخت آنها مشروط است به تمكن و قدرت و بيمانعى از انجام آنها و نترسيدن بر جان
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 436 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى