سخنى در باره غيبت امام عليه السّلام و سبب آن
اگر كسى گويد : چرا حضرت صاحب الزمان صلوات اللَّه عليه و آبائه غائب است ؟
به او بايد گفت : اين پرسش كسى را شايد كه معتقد به امام است و او را غائب داند از نظر مردم زيرا گفتگو در سبب و علت غيبت بدنبال تحقق غيبت است و كسى كه غيبت را معتقد نيست نبايد از سبب آن بپرسد چنانچه خود غيبت فرع وجود امام است و اگر امامى نباشد غيبتى نباشد تا از ان پرسش شود و آنكه منكر وجود امام است گفتار او در باره ما بعد آن درست نباشد و دانسته شد كه براى اين بررسى بايد وجود امام و امامت را قبول كرد يا از نظر دين و عقيده يا براى مقدمه فهم جواب اين پرسش يا به حساب بحث و احتجاج در اين مسأله بر پايه يك اصل موضوعى پذيرفته شده تا بتوان سبب غيبت را توضيح داد و منافات و تضادى در اين بحث پيش نيايد و اگر سائل گويد : من آنچه را شما از نظر بنيادى بگوئيد قبول دارم تا جواب از اين سؤال زمينه داشته باشد بايد در پاسخ او گفت : اولا بر ما لازم نباشد كه سبب غيبت امام معصوم را بدانيم و واجب نيست كه آن را كشف كنيم و ندانستن او بدين ما زيانى ندارد آنچه بر ما فرض است اينست كه معتقدم باشيم كه آن غائب امامى است مستجمع همه صفات امامت و داراى دانش كامل و كارى نكند جز آنچه درست و بجا است و اگر چه ما هدف و سبب كارهاى او را ندانيم و خواه ظهور كند يا نهان شود قيام كند براى امامت يا خانهنشين گردد در هر حالى بوظيفه خود عمل كرده و خود او بايد بداند كه