تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
163 - بسندم از استادم شيخ مفيد رضي الله عنه - تا - امام صادق ( ع ) از پدرش تا جدش عليهم السلام كه مردى از عراقيان بحضور امير مؤمنان على بن ابى طالب ( ع ) رسيد و گفت : بما بگو بيرون شدن ، بر مردم شام ( در جنگ صفين ) بر پايه قضا و قدر خدا بود ؟ فرمودش آرى اى شيخ به خدا سوگند كه بر يك تپه بر نيامديد و بر هيچ دشتى فرود نشديد جز به قضا و قدر خدا « 1 » آن شيخ گفت : اى امير مؤمنان رنجى كه بردم به حساب خدا مينهم آن حضرتش فرمود : اى شيخ آرام باش تو گمان كردى قضاى خدا حتم است و قدرش لازم است ( و بنده را اختيارى نيست ) اگر چنين باشد ثواب و عقابى نباشد و امر و نهى
هامش
( 1 ) اين حديث را مصنف رحمه اللَّه با سندى كامل تا امام صادق آورده ولى در ج 1 كافى ص 286 شرح و ترجمه چاپ 4 نهران بسندى مرفوع آورده ولى متن آن با حديث يكم مصنف مشابه است گر چه در تعبير اختلاف دارد و جمله‌هائى دارد كه روايت مصنف ندارد و مثل اينكه نقل بمعنا باشد يا خلاصه‌گيرى و مصنف در پايان حديث دوم چهار شعر از شيخ پرسشگر آورده و كافى دو شعر اول را آورده با اختلاف مضمون در دومى كه گويد :اوضحت من امرنا ما كان ملتبسا * جزاك ربك بالاحسان احساناو اين روشنتر و فصيحتر است از شعر مصنف و من در آنجا هم آن دو شعر را به دو شعر پارسى برگردانم و هر كه توضيح بيشترى خواهد بدان جا رجوع كند « مترجم »