تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
يعنى بيان كرده اندازه آنها را از نكوئى و زشتى و از مباح و ممنوع و واجب و مستحب آنها و اما اينكه بگوئى قضا و قدر افعال به اين معنى است كه آنها را آفريده و بنده ابزار آنها است درست نيست زيرا اگر خدا طاعت و معصيت را آفريده از نظر عدالت گناهكار ملامتى ندارد چون مجبور به كار بوده و مطيع سزاوار « 1 » ثواب نيست از نظر دليل و عقل و اما در باره افعال خدا تعالى گوئيم همه مقدرند يعنى اندازه شده و بىكم و زياد و بىخلل و كاستى زيرا همه از روى حكمت و سنجش درست پرداخته شدند و با نقشه صحيح منظم گرديدند « 2 » و اما در باره چيزى كه از پيغمبر ص روايت شده كه از قول خدا حكايت كرده :
هامش
( 1 ) توجيه مصنف ره روى اينست كه قضا و قدر از صفات فعليه خداى تعالى هستند و قضا بمعنى انشاء احكام است و قدر بيان موضوع و شرائط احكام و اين توجيه از نظر طرح كلى سؤال و چند خبرى كه بيان كرده است درست است ولى با روايت منقوله از كافى كه هر چيزى مسبوق به قضا و قدر است سازگار نيست و بايد براى قضا و قدر مراتب چندى باشد كه در يك مرتبه و بيك معنا راجع بعلم خدا و از صفات ذاتى حضرت اويند و در يك مرتبه و بيك معنا از صفات فعليه باشند و بمعنى انشاء احكام و بيان موضوع و شرائط آنها است « مترجم » . ( 2 ) قدر در اين توجيه مصنف ره مىشود مقصود همان علم خدا باشد به آفريده‌هاى خود در مرحله علم شهودى و حضورى كه هر موجودى چنانچه هست در اين مرحله مكشوف و حاضر در پيشگاه دانش حق است چون اين مقام مقام سرمد است كه تدريج زمانى در آن وجود ندارد و همه موجودات و آفريده‌هاى خدا يكسان در علم الهى حاضرند . و مىشود مقصود او مرحله تعلق آفرينش بهر يك از موجودات امكانيه باشد كه بدين معنا صفت فعل است و برخى از آن به علم فعلى تعبير كردند كه در حقيقت خود همان موجوداتند در هر مرحله از ايجاد و آفرينش كه چنانچه بايد خلقت شايسته خود را از عنايت خدا در بر گرفته و از نابودى قدم بعالم هستى گذارد « مترجم »