تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
هر كه به قضاى من خشنود نيست و به بلاى من صبر ندارد بايد پروردگارى جز من برگيرد مقصود از آن بر هر خردمندى روشن است كه قضاى خداى در اينجا گرفتار كردن بنده‌ها است به مرض و بيمارى و بد آمدها و دردها و فقر پس از توانگرى و آنچه بهره او باشد از مرگ عزيزان و خويشانى كه همه اينها بقضاء خدا است و بايد بدان راضى بود و بر آن صبر كرد و آنها است كه خدا با بنده خود كند از روى حكمتى كه بايد و بنا بر آنچه خدا عز و جل صلاح بنده خود داند ، و چگونه خداوند بنده خود را به قضا و قدر بگناه افكند كه بيهوده است و ويرا بر آن كيفر دهد و خدا عز من قائل فرموده -
وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ
و خدا قضاوت كند به حق و درستى آيه 20 سوره المؤمن . چنين است گفتار در باره خبرى كه از پيغمبر ص روايت شده كه ايمان به قضا و قدر از خوب و بد واجب است و قضا و قدر خوب و خوش آنچه با طبع آدمى سازگار و دلپسند است و لذت بخش است و بدش آنچه بر خلاف آنست و ناخواه آدمى است چنانچه بيانش گذشت و پيغمبر آن را شر ناميده چون بر آدمى سخت و دشوار است و همه مسلمانان اتفاق دارند بر وجوب رضا بقضاء خدا و پذيرش مقدرات او و اگر ظلم و گناه و كفر به خدا عز و جل قضا و قدر خدا باشند بايد بدانها خشنود بود و منكر آنها نبود و چون ببينيم همه خردمندان منكر آنها باشند و خشنود از آنها نباشند و نكوهش كنند كسى را كه دل بدانها دهد و آنها را بپسندد و او را سرزنش نمايند بدانيم كه اينها از قضا و قدر خداوند نباشند و كار خود بنده‌اند « 1 »
هامش
( 1 ) در ص 284 ج 1 شرح و ترجمه كافى مترجم چاپ چهارم بايست بعنوان باب خير و شر و در آن سه حديث آمده كه در حديث سوم از امام صادق ع است كه خدا عز و جل فرمايد منم خدائى كه شايسته پرستشى جز من نيست آفريننده خوبى و بديم خوشا بر آنكه خوبى را به دستش مجرى سازم و واى بدان كه بدى را به دستش به كار اندازم و واى بر كسى كه بگويد آن چطور است و اين چه طور است ، يونس « راوى حديث » گفت يعنى كسى كه از راه كنجكاوى بخواهد منكر اين موضوع شود . و پس از شرح مفصلى در ص 285 است . مقصود از اينكه خدا خير را بدست كسى اجراء مىكند و شر را بدست كسى ديگر اينست كه باهل خير توفيق ميدهد و باهل خير توفيق ميدهد و باهل شر قدرت بدكارى ميدهد و توفيق نميدهد يعنى موجبات خير و شر را در اختيار هر دو ميگذارد ولى مردم خيرمند به اختيار خود اين وسائل را به كار خير صرف ميكنند و مردم شر انگيز اين وسائل را به كار بد صرف ميكنند نه اينكه مردم ابزار دست خدا هستند پايان نقل - و هر كه توضيح بيشتر خواهد بدان كتاب رجوع كند ( مترجم )