و نيز از او است :
اى كه هستى خواستگار چهره دنياى پست * دور شو از خواستگارى تا بمانى خود درست
آنكه باشد خواستگار يك عجوز پر فريب * باشد از روز عروسى نوحه مرگش قريب
140 - بسندش از قاضى ابو الحسن محمد بن على بن محمد بن صخر ازدى بصرى تا ابى شهاب كه عيسى بن مريم ( ع ) به دنيا فرمود : اى زن چند شوهر داشتى ؟
گفت بسيار ، فرمود : همه تو را طلاق دادند ؟ گفت : نه بلكه همه را كشتم فرمود :
اين شوهران زندهات عبرت نگرفتند به همگنان گذشته خود كه چگونه آنان را يكى يكى به خاك هلاكت انداختى تا اينكه از تو بر حذر شوند ؟ گفت : نه يكى در باره دنيا سروده
مهار و لگامش ز اندوه و آزار * بود زهر تلخى ز پستانش در كار
هميشه انيسان خود كشته باشد * تفا بر زنى قاتل شوى و هر يار