همان چيز باشند كه خدا و رسول سزاوارند و اين خود دليل است كه مقصود سرپرستى و لزوم اطاعت امر و نهى است بر همه .
اگر مخالفان گويند : چون براى شما ثابت باشد كه مقصود خدا سبحانه از
الَّذِينَ آمَنُوا
در اين آيه بعض است نه همه مسلمانان و پذيرفته شود كه مقصود از ولى هم امام است بوصفى كه شما گفتيد چه دليلى است بر اينكه مقصود امير المؤمنين على عليه السّلام است .
گوئيم : دليلش نقل اصحاب حديث است از دو فرقه خاصه و عامه كه اين آيه در بارهء امير مؤمنان ( ع ) نازل شده و اينكه هم او بوده كه انگشترش را در حال ركوع به سائل صدقه داده نه هيچ كس ديگر و در اين باره كسى خلافى ندارد جز آنان كه در علم كلام نشو و نما كردند و توجهى بحديث نداشتند ، انكار مانند اقرار حجت نيست و مجرد نه گفتن مانع اثبات مدعى نميشود ، و چون مطلبى را همه اهل نقل يك قول روايت كنند حجت شود بر كسى كه شعور و خرد دارد .
اگر گويند : چگونه اين اتفاق درست با اينكه روايت شده اين آيه در باره عبد اللَّه بن سلام نازل است ؟
گوئيم : اين يك روايت تنها است و خبر واحد اخبار بسيارى كه با هم موافقند از ميان نبرد و يك گفته نادر اجماع را نشكند بعلاوه آنكه گفته اين آيه در باره او نازل شده پس از بررسى معلوم شده كه اشتباه كرده چون ناقدان اخبار گفتند آنگاه كه عبد اللَّه بن سلام و يارانش مسلمان شدند يهودان ديگر گفتند : به خدا ما ديگر با تو همنشين نشويم و سخن نگوئيم و با تو و يارانت قطع رابطه دوستى كنيم و به تو يارى ندهيم و آنان هم اين بيانيه يهود را نزد رسول خدا بشكايت بردند و خدا فرو فرستاد - 55 - المائده ، همانا ولى شما خدا است و رسولش و آنان كه نماز را بر پا دارند و زكات دهند و راكعند 56 و هر كه دوستار خدا و رسولش و آنان كه گرويدند باشد راستش كه حزب خدا همان پيروزمندانند .
و پيغمبر ص به مسجد آمد و فرمود : آيا سائلى چيزى خواسته و كسى به او