بياور برايم و آن حضرت فرمود :
من نديدم مثل آن روز روز ديگر * من نديدم همچو آن حقى كه ضايع گشته و بسيار به ياد آرم گفته شاعر آل محمد ( ع ) را و بر او رحمت خدا
ايا بو الحسن چارمت ساختند * حق سبق و صهرت نپرداختند
ز تو پيش اندر خلافت شدند * به بدر و احد پيش كى تاختند
« 1 »
هامش
( 1 ) شاعر آل محمد لقب كميت اسدى است كه از شعراء اسلاميين و در طبقه شاگردان فرزدق است و هم طبقه سيد حميرى كه هم عصر امام صادق ( ع ) است و نخست عقيده كيسانيه داشته و از آن بعقيدهء شيعه اماميه و پيروى مذهب جعفرى عدول كرده و هر چه در فضيلت امير مؤمنان روايت شده بنظم آورده .
در اين دو بيتى دو دليل بر صحت خلافت بلا فصل على ( ع ) پس از وفات پيغمبر ( ص ) بر بطلان خلافت مدعيانى كه بر حضرتش پيشى گرفتند اقامه شده .
1 - حق سابقه آن حضرت بر آنان از نظر مسلمانى و از نظر قرابت و خويشى با پيغمبر اسلام كه ابى بكر آن را حجت آورد براى رد دعوى امارت انصار مدينه و پذيرفته شد و حق سابقه آن حضرت در نصرت پيغمبر و نصرت اسلام در نبردهاى سهمناك كه شكست در آنها بنابودى اسلام ميكشيد مانند جنگ بدر و احد .
2 - حق دامادى آن حضرت كه هنگام وفات پيغمبر زوج و همسر يكتا دختر آن حضرت بود كه از او بيادگار مانده بود و بايست رياست پيغمبر به آن حضرت واگذار شود ( مترجم ) .