تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
چه خوش ولى امريست پس از ولى او * و چه خوب سرچشمه تقوى و چه خوب ادب آموزى و خلاصه هر كه سرپرست كاريست و تدبيركننده آن ولى آن باشد و اولى بدان ، معروف معنى ولى در لغت و شرع هر دو همين است و آنچه گفتيم ثابت است . اگر مخالفان گويند : ما ميپذيريم كه يك معناى ولى همانست كه شما گفتيد ولى مىشود كه مقصود از ان دوستى در دين باشد كه خدا سبحانه فرموده - البرائه - مردان مؤمن و زنان با ايمان اولياء يك ديگرند . پاسخ گوئيم : اين آيه كه شما آورديد راجع به همه مؤمنانست و آيه كه ما دليل آورديم نشود كه مقصود خدا از
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
جز برخى مؤمنان باشد نه همه و آن بعض را تشخيص داده به وصف زكات دادن در حال ركوع و او اولى همه ديگران نموده و شما هم مخالفت نداريد كه اين وصف بعض مؤمنان است و بايد مقصود از الذين آمنوا هم همان بعض باشد زيرا ظاهر قرآن چنين باشد و اگر مقصود از ان همه مؤمنان باشند بايد هر آدمى ولى خود شده باشد و آن معنا ندارد و اينكه در آيه انما ( اينست و جز اين نيست ) آورده گواه است بر اختصاص حكم ولايت بدان كه ذكر شده و نفى آن از آنكه ذكر نشده كه آنان مستحق آن نباشند و اين هم خود دليلى است كه مقصود از كلمه ولى سرپرست و تدبير كن است كه بايد فرمان و نهى او براى جميع اطاعت شود و آن چنانست كه يكى گويد : جز اين نيست كه دوستت آنست كه اندرز دهد و بواژه جز اين نيست دوستى را نفى كرده از هر كه اندرز ندهد و با ثبوت اختصاص ولايت در آيه از گفته خدا
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
دانسته شود كه مقصود از ولى كسى است كه سر كار امور همه مردم است و امام و پيشوا و اگر مراد مجرد دوستى در دين باشد اين تخصيص كه از كلمه حصر فهميده شود بيهوده باشد . و تقرير ديگر در پاسخ از اين اعتراض اينست كه خدا تعالى در آيه‌اى كه ما بدان استدلال كرديم امرى را آورده كه در آن از خود آغاز كرده و سپس رسولش را دوم آورده و آنكه مؤمنان را سوم آورده و بايد براى آنان گفته باشد آنچه را كه سزاوار خدا و رسول او است و چون چنين است بايد مؤمنانى كه در آيه ذكر شدند سزاوار خود
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 386 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى