تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
فضائل آل محمد شنيدم و آموختم و خدايش وادار كرد براى روايت آنها و آنها را برغم انف خود روايت كرد تا حجت باشد بر خودش و من در اين كتاب پاره‌اى از آنها را ياد كردم . « 1 » 138 - بسندم از ابو الحسن على بن احمد لغوى معروف بابن ركان در شهر ميافارقين در سال 399 كه گفت من وارد شدم بر ابى الحسن على بن سلماس ره در مرضش كه در آن وفات كرد و حالش را پرسيدم و گفت : يك بيهوشى به من دست داد و غش كردم و در آن حال مولايم امير مؤمنان على بن ابى طالب ( ع ) را ديدم كه دستم را گرفته و ميسرود : طوفان آل محمد در زمين غرقه كرد نادانيش را * و كشتى آنان بار كرد آنكه خواستار نجات بود و اهلش بود بدست بگير حلقه‌اى را كه بيم ندارى از گسستن آن 139 - و بسندم از سيد ابو عبد اللَّه محمد بن عبيد اللَّه بن حسين بن طاهر حسينى تا - هناد بن سرى كه امير مؤمنان على بن ابى طالب ( ع ) در خواب ديدم و به من فرمود : اى هناد ، گفتم لبيك يا امير المؤمنين فرمود : بخوان برايم گفته كميت را . روز دوح روح غدير خم * پديدار كرد براى ما امر ولايت را اگر طاعت شود « 2 » ولى مردانى بر سر آن معامله كردند * و نديدم مانند آن كارى زشت و رسوا گويد براى آن حضرت خواندم و فرمود : بگير با خود ، گفتم : اى آقايم
هامش
( 1 ) مقصود مصنف اينست كه از اين گونه احاديث كه خود ناصبيها و مخالفان روايت كردند و مورد اعتماد دانستند قياسى جدلى بر رد آنان تشكيل شود كه از قبول آن ناگزيرند « مترجم » ( 2 ) دوح درخت بزرگى است در بيابانهاى حجاز كه آن را خرماى ابو جهل خوانند و سايه‌انداز است و در جاهائى باشد كه آب زير شنزار آن وجود دارد و پيغمبر ( ص ) در غدير خم مردم را در سايه آن جمع آورى كرد و خلافت على ( ع ) را به آنها اعلام فرمود ( مترجم ) .