تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
بلند آوازه و دلت آباد شود ، دوستى شاهان و احترام ديگران را به تو ارزانى دارد در يك ماه شهرتى يا بى كه رجال در عمرى بدان نرسند . گفته : كتاب همانست كه در شب فرمانت برد چنانچه در روز و در سفرت چنانچه در وطنت ، نه خوابش از او كاهد و نه خستگى فرا گيرد ، استاديست كه چونش نيازمندى خوارت نكند ، و اگرش مايه ندهى فائده‌ات نبرد ، و اگرش روگردانى از فرمانت بدر نرود ، و اگر باد بر پرچم دشمنت وزد به تو پشت ندهد . و تا به دو درآويزى و برشته‌اش چنگ زنى به تو زيانى نرساند با همراهى او هراس تنهائى تو را دچار همنشين بد نكند و اگر نباشد فضل و احسانش به تو جز اينكه تو را باز دارد از نشستن بر در خانه و نگاه برهگذران كه گناه چشم‌چرانى و زبونى همگنان با كودكان و شنيدن سخنان بيهوده آنان و بدخوئى اراذل را باز دارد ، تو را سلامت روز قيامت ببار آرد و چه خوب همنشينى باشد . و گفته است : كتاب چه خوب پس‌انداز و گنجينه ايست و چه خوب همنشين و دمسازى است و چه خوب گردش و تفريحگاهى ، و چه خوب كار و پيشه‌اى ، و چه خوب همدمى است در تنهائى و چه خوب آشنائى در بلاد غربت ، و چه خوب همتا و دلداريست ، و چه خوب وزير و هم كجا و اى كتاب انبانيست پر از دانش و ظرفى آكنده از ظرافت ، و جامى است لبالب از شوخى وجد . اگر خواهى شيواتر از سحبان وائل است و اگر خواهى كند زبانت را از باقل « 1 » اگر خواهى از جوكهايش خندانى و اگر خواهى از فوائد ناآشنايش
هامش
( 1 ) در صحاح جوهرى گويد : سحبان نام مرديست از تيره وائل كه بسيار زبان آور و بليغ بوده است و به او در سخنورى و بلاغت مثل زنند . و در فوائد الادب پيوست المنجد گويد باقل نام مردى است از تيره ربيعه و كند زبانى او تا آنجا رسيده بود كه آهوئى را به يازده درهم خريده بود و با خود ميبرد بجمعى گذر كرد و به او گفتند آهو را چند خريدى و او دو دست گشود و كشيد تا با انگشت‌هاى دو دست ده را نشان دهد و زبانش را هم بنشان شمار يك درآورد و سرازير كرد و آهوى خريدارى را كه در زير بغل داشت رها كرد و آهو هم گريخت و باقل ضرب المثل شد در كند زبانى و بىبيانى .