تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
آنچه صريح قرآن و مفت است و در اين فرض به پسر عم ده هزار درهم ميرسد چون كه چسبيدند بقول خدا تعالى - 12 - النساء - و اگر دختران بيش از دو تا باشند دو سوم‌تر كه را دارند - و چون يك سوم ميماند آن را به پسر عم ميدهند و اين رسوائى را ميكشند كه آنان را از دين بدر مىكند و شيعه از ان رها باشند و الحمد للَّه . و در امالى استاد ما مفيد رضي الله عنه يافتم كه ابو الحسن على بن ميثم نزد حسن بن سهل درآمد و در كنار او ملحدى نشسته بود ( مادى ) و مردم در گرد او احترامش ميكردند و ابن ميثم گفت : چيزى عجيبى ديدم حسن بن سهل گفت : چه بود ؟ گفت : يك كشتى كه مردم را از اين سوى بدان سوى ميبرد نه كشتيبان داشت و نه پارو زن و خودبخود ميرفت و مىآمد آن ملحد بحسن بن سهل گفت : خدايت تندرست دارد اين مرد ديوانه است گفت : از كجا ؟ گفت چون ميگويد يك چوب بيجان بىتدبير و بىنيرو و مرده و بيخرد مردم را راه ميبرد و كار آدمى مىكند چگونه اين درست باشد ؟ ابو الحسن گفت : اين عجب‌تر است يا اينكه آبى كه به روى زمين روانست از راست و چپ بيجان و بىتدبير و بىنيرو و اين گياهى كه از زمين ميرويد و بارانى كه از آسمان مىبارد چگونه درست باشد بقول تو كه مدبرى براى آنان نباشد و تو منكرى كه يك كشتى بىمدبر حركت كند و مردم را بىناوى عبور دهد گويد : آن ملحد در برابر او مبهوت و خيره ماند « 1 »
هامش
( 1 ) اين استدلال على بن ميثم در برابر ملحد منكر خدا همانند استدلال آن پيره زنست براى اثبات خداوند كه مشهور است پيغمبر ص به او برخورد و دست بدسته چرخ داشت و پنبه نخ ميكرد و حضرتش از او پرسيد بچه دليل پروردگارت را شناختى و آن پيره زن دست نگهداشت و چرخ از حركت ايستاد و عرض كرد چرخ به اين خردى و سبكى بىمحركى نچرخد و چگونه اين آسمان با همه برج و ستارگان بىمحرك و مدبر در گردش باشند ؟ و در اينجا است كه از آن حضرت ص نقل شده عليكم بدين العجائز مانند پيره زنها براى شناخت خدا دليل بياوريد .