در شگفت مانى ، اگر خواهى از نوادرش الهام گيرى ( سرگرم شوى خ ب ) و اگر خواهى با پندهايش دلبند گردى ، از اينها گذشته كجا ديدى بستانى كه در دامنش كشند و باغى كه بر سر زانويش نهند كه از مردگان سخن گويد و از زندهها تكلم نمايد ، از كجا همدمى آرى كه نگويد جز آنچه خواهى از هر كسى در روى زمين است امينتر و از خود صاحب راز ، راز نگهدارتر .
و گفته است من همسايهاى نيكوكارتر و هم آميزشى با انصافتر و رفيقى فرمانبرتر و استادى خاضعتر و يارى با كفايتتر و كم خيانتتر و كمملالتتر و كمترشروتر و كم خلافتر و كم انحرافتر و كم غيبتتر و كم خودنماتر و بىجنجالتر و بىخشمتر و كمستيزتر و كم كشندهتر از كتاب نديدم و ندانم همدمى خشنودتر و خوش برخوردتر و زود عوضدهتر و زود آشناتر و كم هزينهتر و نه درختى پرثمرتر و خوشميوهتر و دسترستر و زود باورتر و دسترستر در هر فصل و زمانى از كتاب و يكى اين شعرا خواند
چون كه غمها تنگ آورد و نيابى هيچ كس * چون كه دلتنگى ز هر يارى كه باشد دسترس
روى كن در هر كتابى كه در آن گرد آمده * برگها از شعر و از آداب و باشد دسترس
چون كه غمها را زدايند و نيابى در جهان * از اديبان تنگدل باشد از آنها هيچ كس