8 - حضرتش با لشكر بسيارش در تبوك ماند و توشههاشان بپايان رسيده بود و به آنان فرمود تهمانده همه را گرد آوردند و آنها را گرد آورد و فرمود سفرههاى چرمى را پهن كنند و پهن كردند و فرمود هر كه هر چه تهمانده توشه دارد براى ما بياورد و يكى يك مد آرد مياورد و يكى يك مد قاووت و يكى اندكى نان « 1 » و هر رسته را جدا گذاشت و همه آنها اندكى شد و آنگاه وضو ساخت و نماز خواند و براى بركت آنها دعا كرد و آنها فزونى گرفتند تا از سفرههاى چرمى بيرون زدند و آنگاه مردم را خواند كه بشتابيد و از هر چيزى بار برداشتند تا هر انبان و توشه دانى داشتند از آنها پر كردند .
9 - در سال صلح حديبيه چون در دره حديبيه فرود آمد چاهش آب نداشت و مردم از بىآبى بحضرتش شكوه بردند و آن حضرت تيرى از تيردان خود برآورد و بدست براء بن عازب داد و او در « 2 » چاه فرو شد و آن تير را در ته چاه فرو كرد و آب از چشمههاى چاه جوشيد تا همه مشكها را پر كردند و همه مركبهاى خود را سيراب كردند .
10 - در يك سفرى از خواب برخاست و فرمود : آب وضو با كيست ؟ ابو قتاده « 3 »
هامش
( 1 ) مد در حدود هفتصد و پنجاه گرم و نزديك بيك چهارم من تبريز است .
( 2 ) بنقل از تنقيح المقال : براء بن عازب انصارى خزرجى با كنيه ابو عامر شيخ او را از اصحاب رسول خدا شمرده تا گويد در اسد الغابه او را از قبيله اوس دانسته و كنيه او را ابو عمرو آورده تا گويد : در شرح حالش گفته : رسول خدا او را در غزوه بدر شركت نداد و صغيرش شمرد و اول بار در غزوه احد و يا خندق شركت كرد و در 12 نبرد بهمراه رسول خدا ص بود و در سال 24 هجرى رى را گشود - تا بنقل از بحر العلوم وفات او را در سال 72 دانسته .
( 3 ) محدث قمى در ص 258 ج 1 ترجمه هديه الاحباب گويد نام او حارث يا نعمان و نسب او ربيعى است و او را فارس النبى لقب شد و در سال 56 قمرى در مدينه وفات كرد و بقولى در كوفه و حضرت على بن ابى طالب ع بر او نماز خواند .