فصل : در بيان برخى معجزههاى رسول خدا و آيات خيرهكننده آن حضرت
1 - درختى را بسوى خود خواند و آن زمين را شكافت و نزد او آمد و آنگاه اشاره كرد و برگشت .
2 - دو پستان گوسفندان كه خشكيده و بهم چسبيده بودند بسود و شير آمدند و شير بسيارى از آنها دوشيد و اين در راه كوچيدنش بمدينه بود و شهرت بسزائى دارد و اخبارى در باره آن رسيده و اشعارى در بيان آن سروده شده .
3 - روز جنگ بدر مشتى ريگ بر چهره دشمنان پراند و چشمشان چنان آسيب ديد كه رو بگريز نهادند و خدا سبحانه فرو فرستاد ( 17 - الانفال ) تو نپراندى آنگاه كه پراندى ولى خدا بود كه پراند ، و بمانند آن را در روز جنگ حنين انجام داد و فرمود زشت باد چهرهها و همه مشركان گريزان شدند .
4 - گزارش آن حضرت در باره كاروانى كه از شام مىآمدند و شرح حال و كردارشان و آنچه كالا داشتند و گزارش بسيارى از گفتارشان .
5 - سخن گفتن گرگ و آن معروف است .
6 - در يك جاى آب وضو اندكى آب بود و حضرتش دست در آن نمود و خلق بسيارى از آن نوشيدند و وضو ساختند .
7 - در سفرى شترى از يكى همراهانش گم شد و منافقان گفتند : اگر او پيغمبر است بايد جاى شتر گمشده را بداند و گفتهء آنان بدان حضرت رسيد و فرمود : غيب را جز خدا نداند و به صاحب شتر گمشده فرمود : اى فلانى برو در فلان جا كه مهار ماده شترت بدرختى پيچيده و او را نگهداشته و آن را چنانچه فرموده بود يافت .