چيز ديگرى باشد بروش مجاز و استفاده براى اينكه عادت بر آن جارى شده يا قرينهاى بر آن دلالت دارد و تعبير كند از حالى بعبادت منفى و مقصود اثبات ضد منفى است ، ندانى كه ما بيك آدمى گوئيم تو ميتوانى با فلانى همراه نباشى يا با او نايستى و مقصود اينست كه بهمراه او به روى و هم صحبت او نگردى و قدرت بعقيدهء ما و مخالفان تعلق بكردن كارى ميگيرد نه به نكردن آن و اينكه ميگوئيم تو ميتوانى با او راه نروى يعنى ميتوانى ضد رفتن با او را انجام دهى و در وصفى باشى كه رفتن با او واقع نشود و همچنين سخن در اراده و چون در اينجا چنين است كه ما گفتيم روا نيست عاقل در اين باب توجه كند به ظاهر عبادات مردم و از آنچه نزد عقل مورد ذم است صرف نظر كند .
و دليل ديگر اينكه ما ميدانيم كه مردم چنانچه بتارك نماز گويند بد كردى كه نماز نخواندى همچنان گويند بد كردى كه نماز را گزاشتى و كارى كردى كه برايت سودى ندارد نه در دين و نه در دنيا و ستم كردى و تقصير نمودى بزيد در اينكه حاجتش را ندادى و كارى ناروا و ناپسند كردى و مذمت را وابسته بكارى سازند و ما ميدانيم هدف در مذمت يكى است و ذم آنها بر فعل صريح است و روشن پس بايد مقصود از ذم بر ترك هم همان باشد و منظور فعلى باشد كه فهميده شود و آن ترك است « 1 »
هامش
( 1 ) در اين مورد بحثى در علم اصول آمده بدين تعبير كه امر به چيزى دلالت بر نهى از ضد آن دارد يا نه ؟ و يا اينكه برخى جواب مثبت به اين پرسش دادند و گفتند دلالت دارد و امر به صلاة دلالت دارد بر نهى از كارى كه مقارن آنست و بنا بر اين ترك نماز در آخر وقت كه قضا مىشود مقارن با حالتى است كه ترك بدان محقق شده و آن حالت مورد مذمت است ولى بسيارى از محققان علماى اصول هم بدين پرسش جواب منفى دادند و فعل و حالت مقارن ترك واجب را منهى نشمردند و بنا بر اين كلام مصنف عليه الرحمه نزد آنها پذيرفته نيست و بايد گفت : اگر چه ترك مطلق متعلق مذمت نگردد و مايه كفر نتواند بود ولى ترك طاعت ناشى از اختيار در حقيقت يك فعل نفسانى است و مىشود مورد مذمت باشد زيرا معنى اختيار قدرت بر ترجيح يكى از دو طرف فعل يا ترك است و ترجيح فعل راندن اعضاء و اندام و ابزار كار است بسوى كار و ترك جلوگيرى از توجه نفس است و يورش دادن اعضاء بسوى انجام كار ؛ بنا بر اين ترك فعل اختيارى نحوهايست از يك فعل نفسانى و وجدانى و به اين اعتبار مىشود مورد ذم و نكوهش باشد و مايهء سزاوارى كيفر و مجازات و مىشود كه مقصود از آنچه در نفس نهان است و مايه حسابرسى پروردگار است همين معنا باشد كه در آيهء 284 سوره مباركه البقره فرمايد ، اگر پديدار كنيد آنچه در دل شما است يا نهان داريد حساب شما را برسد خدا بدان و مقصود از پديدار كردن انجام كار بد است و مقصود از نهان داشتن عزم بر ترك واجبات و اين خود وجه جمعى است ميان آيه و اخبارى كه گويند صرف قصد گناه ناكرده مذمت و عقابى ندارد ( مترجم )