و اين مقام غيب الغيوب ذات احديت است و مقدم است بر همه افعال بفهم آنچه را ما ياد كرديم و تذكر داديم « 1 »
هامش
( 1 ) اين بحث از كلام مصنف عليه الرحمة عطف مىشود بر بحث گذشته او در بارهء اراده و اينكه كارهاى خدا مسبوق باراده نيستند و ارادهاى كه وصف خدا آمده معنى مجازى است و مقصود از آن نفس ايجاد كار است و اراده بمعنى حقيقى در انسان و حيوان صدق كند كه كارى را تصور كنند و بدان ميل كنند و بوسيلهء اختيار كه صفت ذاتى آنها است وجود او را ترجيح دهند و بدان گرايند يا كارى را تصور كنند و ناسازگار يابند و از آن خوددارى كنند و به اين نظر تارك آن شمرده شوند و اين مقدمات انجام كار يا خوددارى از كار كه عنوان تارك باشد در بارهء خدا تصور نشوند و فعل خدا بالعنايه صادر شود و آنچه نشود از اينست كه نتواند مشمول عنايت او شود مانند جمع دو ضد يا شريك بارى و قبل از تعلق عنايت او نه فعلى بوده و نه تركى ( مترجم )