فصل : در آنچه در باره ظلم آمده
32 - بروايت عبد اللَّه بن سنان از امام صادق عليه السلام كه رسول خدا ص فرمود : خداوند بيكى از پيغمبرانش وحى كرد : اى آدميزاده چون خشمت آيد مرا ياد كن تا من هم تو را هنگام خشم خودم ياد كنم و تو را نابود نسازم با كسانى كه نابودشان كنم ، و چون گرفتار ستمى شدى به كين كشى من خشنود باش براى خودت و بدان كه كينستانى من بهتر است برايت از كينستانى خودت ، و بدان كه خلق خوش گناه را آب كند چنانچه خورشيد يخ را آب كند و راستى كه خلق بد عمل را تباه كند چنانچه سركه عسل را .
33 - از رسول خدا ص روايت است كه فرمود : هر كه سر كار چيزى از اموراتم شود و براى آنان خوش نيست و با اخلاص كار كند خدا به دو روزى كند هيبت او را در دلشان ، هر كه بدانها دست بخشش دراز كند دوستى آنان روزيش شود . هر كه دست از اموال آنان باز دارد خدا عز و جل دارائى او را حفظ كند هر كه كين كشد براى ستمديده از ستمكشى همراه من باشد در بهشت ، هر كه پر گذشت كند عمرش دراز شود هر كه عدلش فراگير باشد بر دشمن خود پيروز شود ، هر كه از خوارى گناه به عزت طاعت خدا بيرون شود خدا عز و جل او را آرامش دهد بىهمدمى و ياريش دهد بىثروتى .
34 - و روايت است كه در تورات نوشته شده هر كه ستم كند خانهاش ويران گردد و مصداقش در قرآن خدا عز و جل است ( 45 - الخ ) و اينها است خانههاى ويرانشان بسزاى ستمى كه كردند و گفتهاند : چون به زير دستت ستم كنى بالا دستت تو را كيفر دهد 35 - رسول خدا ص فرمود : راستى خدا تعالى مهلت دهد ستمكار را تا با خود گويد از من صرف نظر كرد و آنگاه بناگاه يكباره به سختى او را درگيرد .