تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
شود حسن ذم او هم با ديد گردد تا آنجا كه اگر وضع او بر ما نهان باشد و ندانيم بر چه حال است نه ستايش او خوب است و نه نكوهش او مگر آنكه مشروط بدان حال مناسب گردد و بگوئيم اگر بر چنين حالى باشد ستايش او خوب است و نكوهش او زشت است و اگر بر چنين حالى باشد نكوهش او خوب و ستايش او زشت و همچنين اگر كسى نماز نخوانده تا آخر وقت كه تنها باندازهء چهار ركعت سبك باقى است و او هم به خواندن آن قادر است و توانا و متوجه باينكه نماز اين وقت بر او واجب است و با اين همه نماز نميخواند در اينجا عقول دريغ ندارند از زشت شمردن حالى كه اين آدم دارد بهر وضعى كه داشته باشد از اينكه خوابيده باشد يا نشسته باشد و يا ايستاده باشد و يا در راه رفتن باشد يا هر حال كه در آن حال نماز درست نيايد و خوانده نشود ، و ما ميدانيم بايد چيزى باشد كه آن را زشت شمرد و چون اين زشت شمارى در حالى است كه يكى از اين حالات پديد باشد و اگر هيچ كدام نباشند روا نباشند زيرا اگر همه نباشند بايد آن آدم نمازگزار باشد پس بايد زشت يكى از آن حالات باشد كه زشت شمرده شود و از اين رو در عقل مذمت او بر اين هيئت مخالف نماز است و گر نه پسنديده نباشد و چون ثابت شد كه براى اين حالت مذمت او نيكو باشد و دليل آوريم كه اين هيئت كارى است كه از او پديد شده درست آيد كه مذمت آدمى نيكو نباشد جز بر كارى كه كرده و مستحقان مذمت از هر راه ديگر همچنين باشند و مانند تارك نماز باشند و چون مذمت نيكو نباشد مگر براى آنچه كه ما گفتيم بايد كيفر هم نيكو نباشد مگر براى همان و اين روشن است براى هر كه بينديشد در آن . اگر معترضى گويد : شما نتوانيد انكار كنيد كه آدمى سزاوار مذمت مىشود براى اينكه وظيفهء واجب خود را نكرده زيرا از خردمندان نيكو است كه آدمى را سرزنش كنند و چون به آنها گويند چرا او را سرزنش كنيد ؟ در پاسخ گويند چون آنچه بر او واجب بوده نكرده و در بيان سزاوار بودنش براى مذمت به همين بس كنند . گوئيم : ما دريغ نداريم از اينكه آدمى تعبير از چيزى آورد و مقصودش