زيرا خدا گزارش حالشان را داده و فرموده : و اگر ببينى آنگاه را كه بر دوزخ بازداشت شدند پس گويند اى كاش برگردانيده شديم و تكذيب نكرديم آيات پروردگار خود را و بوديم از مؤمنان و خدا تعالى آنها را تكذيب كرد و فرمود : ( 28 - الانعام ) بلكه پديد شد براشان آنچه نهان كرده بودند در پيش از آن و اگر هم برگردانده شدند هر آينه بازگردند بهر آنچه از آن نهى شده بودند و راستش كه همه دروغگويند « 1 » .
فصل : سخنى در باره ترك
عبد السلام جبائى براى خود قول زشتى برگزيده كه هم آهنگ گفتهء جبريانست و گفتهء خداوند بنده را بر كارى كه نكرده عذاب مىكند و بر گفتهء جبريان افزوده كه خدا عذاب كند بندهاى را بىاينكه كارى كرده باشد و يا كسب گناهى نموده باشد زيرا گفته : ترك طاعتى كه خدا آن را واجب كرده است مىشود كه كارى نباشد وانگه خدا بنده را بر آن عذاب كند زيرا ترك كرده و اگر چه نه كارى كرده و نه كسبى نموده ، او در اين گفته تنها بوده و آن را از خود پديد آورده سپس بيشتر معتزليان پس از او پيرو او شدند در اين گفته .
و دليل بر اينكه خدا عذاب نكند كسى را جز بر كارى كه كرده اينست كه ما ميدانيم كسى سزاوار عذاب است كه سزاوار سرزنش و ملامت است ، و بعيان ميدانيم كه ذم كسى را روا نداريم جز براى حالى كه اگر در او پديد شود آن را زشت شماريم و چون آن حالت از انديشه ما بدر شود حسن ذم او هم از خاطر برود و چون با ديد شود
هامش
( 1 ) مقصود مصنف عليه الرحمه اينست كه قانون اصلح در بارهء تكليف است و براى دنيا كه بنده در آن مكلف است و مقصود از اصلح اينست كه هر آنچه براى قبول تكليف و فرمانبرى مؤثرتر است خدا براى بنده فراهم سازد و از آن كم نگذارد ولى در بارهء عذاب و كيفر گنهكار در سراى ديگر اين قانون موضوعى ندارد ( مترجم )