خدا را بخيل و ميانهرو ساخته ( چون معتزله ) و هر كه به خدا نسبت دهد كه به بندهاى كه مكلفش نموده بطاعت خود قدرت بر آن نميدهد خدا را ظالم و ستمكار ساخته ( چون اشاعره ) خدا به خوبى از آن نسبتها برتر و بر كنار است ، اگر كسى گويد : اگر خدا براى همه خلقش وضع بهتر را فراهم كرده دوست و دشمن را يكسان ساخته و مانند هم نموده و هر كه دوست و دشمن خود را برابر سازد كارش حكيمانه و خود پسند نباشد .
گوئيم : برابر ساختن آن دو باينست كه بهر دو ثواب دهد يا هر دو را آفرين گويد يا بهر دو بدلخواه آنان كار كند و هر دو را كامياب سازد ولى مجرد اينكه نسبت بهر دو وسيله طاعت و گذشت از گناه را فراهم آورد يكسان كردن و برابر نمودن آنها نباشد . آيا نبينى اگر كسى را دو بنده باشد كه يكى از آنها فرمانبر او است و ديگرى نافرمان و متوجه آنها شود به آن كه بفرمان برنده آفرين گويد و بخشش كند تا رغبت او بفرمانبرى فزون گردد و بندههاى ديگر را بدان تشويق نمايد ، و به آن ديگرى كه نافرمانست رو كند و دشنامش دهد و بگناهش او را كيفر كند تا از نافرمانيش باز دارد و بطاعتش گمارد و ديگران هم از مانند كار او روگردان شوند و از او عبرت گيرند او بهر كدام از اين دو بنده خود كار بهتر را كه سزاوارش بودند انجام داده و نبايد گفت كه آنها را يكسان و برابر هم ساخته و بيك چشم بهر دو نگاه كرده و خدا تعالى هم هر دو بنده مؤمن و كافر خود را بطاعت خويش فرمانداده و از گناه بازداشته و بهر دو قدرت انجام وظيفه را داده و مانع فرمانبرى را از ميان برداشته و با اين همه نگويند خدا آن دو را يكسان ساخته مگر مقصود از يكسانى اين باشد كه عدل او شامل حال هر دو شده و ستم به هيچ كدام نشده و برابرى بدين معنا درست باشد .
اگر گفته شود چون شما لازم دانيد كه خدا با بندههاش همه آنچه صلاح دين و وسيلهء انجام تكليف است بجا آرد بايست گرديد كه آنچه نزد خدا دارند پايان و تماميت داشته باشد و فيض او بىنهايت نباشد .
گوئيم چنين نگوئيم بلكه گوئيم آنچه نزد خدا تعالى است از صلاح بندگانش
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص١٥٥