كفر را براى كافر و چيزى موجود نشود جز به قضا و قدر خدا .
جبريان گويند :
كه شما عدليه سزاوارتريد بدين نام زيرا قدر را نفى كرديد و انكار نموديد كه خدا مقدر كرده باشد براى بندههايش آنچه را بدست آورند .
عدليه در پاسخ گويند :
اين سخن شما غلط است و ناروا زيرا چيزى را وابسته سازند بدان كه ثابتش داند و واجبش شمارد نه به كسى كه آن را نفى و نابود كند و نسبت دهند چيزى را بدان كه مقر و معتقد به آنست نه به كسى كه منكر آنست ، در گفتهء ما انديشه كنيد تا بدانيد شما هستيد قدريه نه ما ،
فصل : معتزله گمان كردند كه شيعه مرجئه باشند
زيرا گويند ما از خدا اميدواريم كه گذشت كند از مؤمن چون گناهى نمايد پيش از توبه بميرد و اين نامگذارى آنان غلط است زيرا مرجئه ( اسم فاعل از باب افعال ) از ارجاء باز گرفته است ( مصدر باب افعال ) و بمعنى تأخير و پس انداختن است و به كسى كارى را پس انداخته گويند » ارجأت الامر يا رجل فانت مرجى » خدا هم فرموده ( 111 - الاعراف )
« أَرْجِهْ وَ أَخاهُ »
( پس انداز جواب موسى و برادرش را و هم فرمود ( 106 - التوبه )
وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ
يعنى ديگران پس افتادند براى فرمان خدا و خواست او .
و اما رجاء :
وصفش راجى آيد نه مرجى و بايد شيعه را راجئه توصيف كردند مرجى ، مرجئه آنهايند كه اعمال را از دائره ايمان پس اندازند و از فرائض ايمان ندانند و براستى كه پيغمبر ص در اخبار وارده آنان را لعنت كرده ، بسند خودش تا داود بن سليمان بن عارى آورده از على بن موسى الرضا عليهم السلام فرمود به من باز گفت پدرم