ندارند گويا به كلى ديد ندارند چنانچه به كسى كه از حق روگردانست و در آن انديشه نكند گويند تو را چه شده كه نشنوى و نفهمى ؟ و سيد مرتضى ره اين آيه را بر وجه ديگر تفسير كرده و گفته ، ما ، در آيه براى نفى نيست بلكه مانند واژه ما است در اينكه گويند : ما واصلتك ما لاح نجم من با تو پيوست نكنم تا زمانى كه اخترى تابد . يا گويند : لا اقيمن على مودتك ما طلعت الشمس : بدوستى تو پايدار نمانم تا زمانى كه خورشيد برآيد ، و واژه ما هم در آيه مصدريه زمانيه است و مقصود اينست كه دو چندان شود عذابشان تا زمانى كه توانند شنيد و تا آنكه بينند و منظور بيان پايدارى عذاب آنانست تا زمانى كه زنده باشند .
مسألهء : جبريان پرسند از معنى قول خدا تعالى ( 18 - البقره ) كرانند و لالانند و كوران و آنان نبينند ، و گمان كردند براشان در اين آيه دليلى است و بدان آويختند ( در اين آيه لا يرجعون است يعنى باز نگردند ) .
پاسخ آنست كه ظاهر آيه دلالت دارد بر اينكه منافقان بدين اوصافند با اينكه معلوم است نه كرند و نه لال و نه كور و بهتر دليل اينكه ظاهر آيه مقصود نيست همين عيانست و چه حاجت به بيانست ؟ پس بايد از ظاهر درگذشت و تفسير درست و مناسبى از آن نمود و گفت : چون منافقان از اين حواس و ابزار بهره مقصود از آفرينش آنها را نبردند گويا آنها را ندارند و از دست دادند ، و اين عيانست كه يكى از ماها به ديگرى كه مطلبى را برايش خوب شرح داده و بيان كرده و او توجه بدان ننموده و نفهميده گويد تو كر و كورى و گوش دلت شنوا نيست ، و بسا فراتر رود و گويد :
تو مردهاى و فهم و شعور ندارى و خدا هم در اين معنى فرموده ( 80 - النمل ) راستى تو بمردهها نشنوانى و شاعر سروده :
بشنوانى گر كه فريادت بود با زندهها * ليك نبود زندگى آن را كه ميدارى ندا
يك شبهه از جبريان
براى اينكه گفتند خدا جمعى را آفريده تا عذابشان كند دليل آوردند بقول خدا سبحانه ( 179 - الاعراف ) و البته كه آفريديم براى دوزخ بسيارى پريان و آدميان را ،