كه از آن خلاصى نداريد و ملزم شويد .
گفتم آن چيست ؟ گفت بشما گفته شود اگر خدا خواهان گناه نيست و آن را نخواهد و ابليس خواهان آنست و يك گناهى واقع شود لازم آيد خواست ابليس بر خواست خدا چيره گردد ، من به او گفتم : غلبه در صورت ضعف و ناتوانى صادق است و اگر ما ميگفتيم خدا نتواند بنده را بطاعت وادارد و جلو او را از گناه بگيرد آنچه گفتى لازم ميشد نه بر فرض ديگر ، بعقيده ما خدا تعالى ميتواند بندهها را وادار نمايد و جلو آنها را از آنچه خواهند بگيرد و آنچه شما گفتيد كه شيطان بر خدا غلبه كرده لازم نيايد و خدا خودش اين مطلب را روشن كرده و فرموده ( 48 - المائده ) و اگر خدا خواستى شماها همه را يك امت و ملت ساختى ، و فرمود ( 12 - الم السجده ) و اگر خواستيم هر كس را هدايت داديم ، و همانا خدا چنين نكرده تا مناط تكليف بر جا ماند و بندهها مختار باشند و شايسته مدح بر طاعت و ذم بر گناه باشند تو بينديش تا بفهمى سخن من درست است و از آن پس سخنى نگفت .
فصل - اى خواننده محترم خدايت تأييد كناد بدان كه خيانت جبريان بر اسلام فزونست و بلايشان بر امت مسلمان بزرگ
همه گناهان را به خدا بندند ، گويند نشود جز آنچه خدا خواهد ، كافر نتواند از كفر خود رها شود فاسق راهى ندارد كه از فسقش دست بكشد ، خدا است كه بمردمى حكم گناه - كارى داده و گناه را در وجود آنها آفريده و انجام داده تا آنان را بدان كيفر كند و طاعات را بر مردم ديگر مقدر ساخته و در آنها آفريده و انجام داده تا به آنها ثواب برساند و اين اعتقاد زشت مكلف را از كار طاعت و كوشش در آن باز دارد و هم از كنارهگيرى از گناه دور سازد ، زيرا بداند كه كوشش او سودى ندارد و تلاش او اثرى نكند بلكه به كلى كوشش و تلاشى نباشد زيرا او محل كار خدا باشد نه كار كن و كار در