5 - ما بطور وضوح ميدانيم فرق است ميان حركت و جنبشى كه از اعضاء ما تراود و ميان لرزشى كه ناخواسته و بر اثر مرض در عضوى پديد آيد و يكى از دو حركت پيرو قصد و اراده ما است و ديگرى بخلاف آنست و شكى نداريم كه يكى از آن دو باراده و قصد ما واقع شده .
6 - خدا در ما پيرى و فرتوتى و تندرستى و بيمارى آفريده و ما را به هيچ كدام فرمان نداده و نهى نكرده و جوان را بجوانى او مدح نكرده و نه پير را به پيرى او براى اينكه در حكم خود عادل است و اگر طاعات و معاصى ما هم كار او و آفريده او بودند همان حال را داشتند و زشت بود كه ما را به هيچ طاعتى فرمان دهد و از هيچ گناهى نهى كند و درست نبود كه در باره آنها ستايش و نكوهشى فرمايد و ثواب و عقابى مقرر دارد و اين براى هر خردمندى روشن است .
فصل - در اينكه خدا تعالى از خلقش جز طاعت نخواهد و گناهان را بد دارد
دليلش اينست كه خدا تعالى از گناهان نهى كرده و نهى و قدغن دليل است بر كراهت و ناخواستن كارى كه نهى شده بينى كه براى هر كه از ماها روا نيست جز نهى از آنچه نخواهد و بد دارد و اگر نهى نيازى ببدخواهى نداشت چنين نبود زيرا فرقى نيست ميان اينكه يكى از ما به ديگرى گويد اين كار را مكن يا گويد من بد دارم و ناخواه آنم چنانچه در مقام امر فرقى ندارد كه بگويد : بكن يا بگويد من آن را از تو خواهانم كه بكنى و چون خدا سبحانه كاره همه معاصى است و همه زشتيها براى اينكه از آنها نهى كرده نميشود كه خواستار و مريد آنها باشد چون كه نميشود نسبت بيك چيز هم مريد باشد و هم كاره ، هم بخواهد و هم نخواهد .
2 - اگر خواستار زشت باشد بايد دچار كاستى و وهم باشد در صورتى كه بىاراده آن را خواسته باشد و اگر اراده آن كرده بايد كار قبيح كرده باشد زيرا اراده