تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
2 - اگر پيش نباشد بر فعل و بهمراه آن موجود شود بايد كافر قدرت بر ايمان نداشته باشد زيرا اگر قادر باشد ايمان هم موجود باشد بر اين قول و لازم گردد كه مؤمن باشد در حال كفر و اين فاسد است و اگر كافر قدرت بر ايمان ندارد نشود مأمور بدان باشد و بر تركش عقوبت كشد چون گفتيم تكليف ما لا يطاق زشت و باطل است . و ياران هم عقيدهء ما پيش بودن اراده را بر عمل بدين بيان توضيح دادند كه : فرض كن كسى چيزى در دست دارد و آن را انداخت و توان انداختن از دو حال بيرون نيست يا تا آن چيز در دست اوست موجود است يا چون از دستش بدر شد اگر در حالى كه آن را در دست دارد باشدش پس قدرت پيش از عمل است و اين قول ما است و اگر قدرت او در پيرو افتادن آنست از دست او بقدرتش نيازى نيست چون كار گذشته است بعلاوه داراى قدرت بر القاء چيزى شده كه در دست ندارد و اين محال است ، و ميان اينكه چيز در دست او باشد يا افتاده باشد صورت سومى نيست كه قدرت در آن متحقق شود . دليل ديگرى هم دانشمندان گفته‌اند به اين شرح : اگر قدرت و فعل با هم يافت شوند و جز آن تصور نشود چرا قدرت مؤثر در فعل باشد بلكه فعل مؤثر در آن باشد پس وجود هر يك به ديگرى توقف دارد و نبايد هيچ كدام بوجود آيند چون وجود هر دو دورى است ( دور توقف وجود چيزيست بر خودش و اينكه علت خود باشد و اين باطل است و بطلان آن بديهى است ( مترجم ) استادم به من باز گفت كه يك متكلم از عدليه با ديگرى كه جبرى بود بسيار در اين مسأله با هم گفتگو ميكردند و آن جبرى آمد به خانه عدلى و در خانه را زد عدلى گفت : كيست كوبنده در و جبرى گفت : من فلان كسم نام خود را برد عدلى به او گفت وارد شو جبرى گفت : در را باز كن تا وارد شوم عدلى گفت : وارد شو تا من در را باز كنم و او گفت اين نميشود من نميتوانم داخل شوم تا پيش از آن در باز شود ، او موافق شد در اينكه قدرت پيش از عمل است و از عقيده خود برگشت بعقيده حق .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 137 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى