تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
و ديگرى هم مانند سخن او را گفته . من گويم : سخن فقهاء در اين باره مبهم است و مقصود و مفادش مفهوم نيست . و شرحش اينست كه تحريم عين هر چيز اگر به معناى حرمت استعمال و بهره‌برى از آن نباشد معناى مثبتى ندارد پس اگر مقصودشان از حرمت خوردنى اينست كه چون خوراك در ظرف طلا و نقره باشد حرام است و خوردنش جائز نيست و اگر چه بظرف ديگر هم منتقل شود چنانچه از سخن ذكرى برمىآيد اين معناى مثبتى دارد ولى دليل درستى ندارد ، چون اخبارى كه از طرق خاصّة و عامه نقل شدند بر آن دلالت ندارند ، در ذكرى گفته : خوردنى و آشاميدنى آن ظرفها حرام نشوند و اگر چه استعمال آنها حرامند زيرا نهى وارد شامل خوراك و نوشابه نشود و اگر آنها را در ظرف ديگر ريزد و بخورد گناهى نكرده و از مفيد - ره - حرمت آن نقل شده و از كلام ابى الصلاج هم برآيد وانگه اعتراض گذشته را آورده و اگر مقصودشان اينست كه هنگام خوردن از ظرف نقره خوردنى حرام است نيز يعنى مىتوان گفت چيز حرامى را خورده چنانچه از سخن برخى برآيد اين محصّلى ندارد چنانچه دانستى ، زيرا خوردنى حرام معنائى ندارد جز اينكه خوردنش حرام است . اگر گوئى فرق است ميان خوردنى حرام كه حرمت متعلق به عين مأكول است با خوردن حرام در كلام فقهاء چون حكم كنند بكراهت خوردن تكيه زده كه فعل مكروه است نه خوردنى و كراهت اعضائى از ذبيحه كه خوردنى مكروه است نه خوردن و هم فرق روشنى است ميان خوردن خوراك حلال در جاى غصبى و ميان خوردن گوشت خوك . در پاسخ گويم : همهء اين احكام به فعل مكلّف بر ميگردد ولى باصطلاح فقهاء هر گاه حرمت فعل مكلف نسبت به عين در همهء حالات اختياريه باشد مانند گوشت خوك حرمت را به مأكول نسبت دهند ، و اگر حرمت در وضع خاص يا زمان خاصّى باشد يا مكان خاصّى حرمت را غالبا به فاعل نسبت دهند و اگر مقصودشان عين فرق باشد نزاع كم ثمر است و ثمرى ندارد كه مورد اعتناء شود ولى ظاهر كلام فقهاء در ظرف طلا و نقره معناى يكم است ولى كلام ابى الصّلاح دلالتى ندارد كه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 313 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى